Story cover for DreadfulStory by _nwziw
DreadfulStory
  • WpView
    Membaca 13,133
  • WpVote
    Vote 1,923
  • WpPart
    Bab 14
  • WpView
    Membaca 13,133
  • WpVote
    Vote 1,923
  • WpPart
    Bab 14
Bersambung, Awal publikasi Jun 14, 2017
خواهرم می گه که مامان خودکشی کرده.
مامانم می گه که من خواهر ندارم.

داستانای کوتاه:)
بعضیا ترسناک،بعضیا آموزنده
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan DreadfulStory ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
dark house oleh Arezoo_pcy
12 bab Bersambung
🎆Full🎆 کاپل:chanbaek-kaisoo ژانر:کمدی،ترسناک،عاشقانه،کمی اسمات خب این داستان درباره ی اين هست که بکهیون ما با دوستاش قرار میزاره که بعد از امتحانات به مناسبت فارغ التحصیل شدنشون برن سفر اما توی این سفر اونا راه رو گم میکنن و دردسر تازه از اونجا شروع ميشه...... ....................................... قسمتی از فیک بکهیون-باورم نميشد که من اون احمق رو گم کردم دارم از سرما میمیرم کجاست پس؟ ناگهان صدایی از پشت سرم اومد انگار که داشت منو صدا میکرد یخ کرده بودم و فقط به درخت رو به روم زل زده بودم به آرامی برگشتم... وايسا ببینم این خونه قبلا پشت سر من بود؟ با دستی که روی شونم حس کردم با تمام توانم داد زدم ولی با دیدن کای آروم شدم...اون احمق... .................................... بچه ها با خوشحالی گفتن که امشب رو توی اون خونه سر کنیم هر پنج نفر موافق بودن منم پس همرنگ اونا شدم و همگی با هم تصميم گرفتیم چند شب رو توی اون خونه سر کنیم تا شاید بتونيم را ارتباطی پیدا کنیم اما کسی از ما نميدونست با رفتن به اون خونه بدترین تصمیم زندگيمون رو گرفتیم..
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐜𝐫𝐞𝐚𝐦 oleh NanaZed8
39 bab Bersambung
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐜𝐫𝐞𝐚𝐦_اخرین فریاد در حال بررسی موقعیت: کره جنوبی،سئول،ناحیه ی غربی پایتخت یک کمپانی تحقیقاتی به اندازه کافی معروف به نام لایف یک پروژه اشتباه،خطرناک و ناممکن رو توی محوظه ویژه اش مخفی کرده.برخی از محققان اون پروژه؛ادعا بر این دارن که این یک پروژه شکست خورده نیست با این حال سرپرست اصلی اعتقاد داره که اون پروژه مرگبار باید نابود بشه. همه چیز از شبی شلوغ و هیجان انگیز شروع شد.کیم تهیونگ می خواست بار دیگه در کنار برادر هاش زندگی کنه اما ناخواسته خودش رو بین مرده هایی می دید که با جنون می دویدن و با ولع همنوع خواری می کردن.حالا چه بخواد چه نخواد باید مسئولیت جون تمام اعضای خانواده اش رو قبول می کرد و مهم نیست که چه اتفاقی بیفته،هر کاری می کرد تا اون ها رو زنده و سالم نگه داره. مین یونگی،یک بازمانده بود که زنده بودن خودش رو یک بد شانسی می دید.از نظر اون زنده موندن ترسناک تر از مردنه با این حال از یک طرف دیگه گاهی وقت ها هم برای زنده موندن تلاش می کرد. همه اسیر دنیای جدیدی شدن.مردم دین دار با گریه دعا می کردن و مردم باهوش به دنبال راهی برای زنده موندن بودن. کاپل اصلی:تهگی. کاپل فرعی:کوکمین،نامجین. ژانر: فانتزی،رومنس،زامبی،ترسناک،اسمات نویسنده:NanaZed8 زمان اپلود:جمعه ها
Neglect of death(غفلت مرگ) oleh ARNA1330
25 bab Bersambung
[در حال آپ] صدایِ جیغ ها بالا رفت و ترس و دلهره بیشتر اوج گرفت نگاه ها با گیجی و ترس به چهره های رنگ و رو رفته ی کناریش میفتاد اما هیچ کس نمیتونست حدس بزنه چی درجریانه و چه اتفاقی افتاده و تنها چیزی که خیلی خوب ازش خبر داشتن، این بود که مرگ از رگ گردن بهشون نزدیکتره! *قسمتی از فیک "با داد و فریاد دانش آموزا و کوبش سریع کفش های مختلفشون و دیدن حجم زیادی از پسر و دختر های وحشت زده که سمتش میومدن با تعجب از جاش بلند شد، همینکه خواست از اطرافیانش بپرسه چه اتفاقی افتاده، یکی از پسرهای هیکلی با صورتِ وحشتناک و خونیش غرش های بلندشو سمت پسری که افتاده بود و انگاری به خاطره پیچ خوردن پاش با عجز طلب کمک می‌کرد هجوم آورد و در چند ثانیه خون قرمزش با فشاراز گردن بیچاره ی پسرِ افتاده خارج شد و دختر با دیدن این صحنه، تنها کارِ ممکنی که مغزِ ترسیده اش میخاست رو مثل مابقی انجام داد.....فرار! " کاپل:ویمین ژانر:زامبی،مدرسه ای،انگست، هیجانی، رمنس،اسمات
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
dark house cover
Horror Story (+18) cover
surrounded by Evil cover
Trust cover
میراث ارواح cover
He is change cover
༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒ cover
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐜𝐫𝐞𝐚𝐦 cover
Neglect of death(غفلت مرگ) cover
THEY - TAEJIN cover

dark house

12 bab Bersambung

🎆Full🎆 کاپل:chanbaek-kaisoo ژانر:کمدی،ترسناک،عاشقانه،کمی اسمات خب این داستان درباره ی اين هست که بکهیون ما با دوستاش قرار میزاره که بعد از امتحانات به مناسبت فارغ التحصیل شدنشون برن سفر اما توی این سفر اونا راه رو گم میکنن و دردسر تازه از اونجا شروع ميشه...... ....................................... قسمتی از فیک بکهیون-باورم نميشد که من اون احمق رو گم کردم دارم از سرما میمیرم کجاست پس؟ ناگهان صدایی از پشت سرم اومد انگار که داشت منو صدا میکرد یخ کرده بودم و فقط به درخت رو به روم زل زده بودم به آرامی برگشتم... وايسا ببینم این خونه قبلا پشت سر من بود؟ با دستی که روی شونم حس کردم با تمام توانم داد زدم ولی با دیدن کای آروم شدم...اون احمق... .................................... بچه ها با خوشحالی گفتن که امشب رو توی اون خونه سر کنیم هر پنج نفر موافق بودن منم پس همرنگ اونا شدم و همگی با هم تصميم گرفتیم چند شب رو توی اون خونه سر کنیم تا شاید بتونيم را ارتباطی پیدا کنیم اما کسی از ما نميدونست با رفتن به اون خونه بدترین تصمیم زندگيمون رو گرفتیم..