Alienate

Alienate

  • WpView
    Reads 863
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Nov 24, 2017
[ A L I E N 2 ] " O N G O I N G " *بعد از برگشت زِد به زمین، اون تصمیم گرفت برای همیشه پیش لارا و زویی، فرزندشون بمونه. زِد با اسم و فامیلیِ زین مالیک وارد جامعه شد و تموم قدرتاش رو پنهان کرد تا خانوادش رو امن نگهداره. اما حالا دخترشون، زویی، بزرگ شده و البته که از لجبازیِ پدر و مادرش به ارث برده‌. اون میخواد همه‌ی قدرتهاش رو بشناسه و برخلاف حرف لارا و زِد که میگن فعلا زوده، ازشون استفاده کنه. زویی نقشه‌ی سفر خودش به اوستاروس رو آماده کرده و واقعا نمیدونه اونجا چه چیزی در انتظارشه...*
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • CHROMANDA | VKOOK
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • womb of oblivion
  • Daddy And Little Girl
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth
  • هل سيعود كل شي...؟
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • ~Where's My Angel❄

خلاصه: زیاد شنیدیم که میگند " تو دلیل زندگیمی" و ما میدونیم که این جمله حتی اگر هم از اعماق قلب باشه، باز یه اغراقه، نهایتش بعد اون، فقط یه چند ماهی مثل جهنم بگذره... نه؟! ولی این در مورد ققنوس ها متفاوته! جونگکوک واقعا و بی مبالغه میمیره، اگر تهیونگ نباشه... چون اون یه ققنوس فضاییه! "نمیدونم چند سال گذشت... ولی بالاخره تو زمین پیدات کردم. یه بار... نصف شب اومدم روی سرت و تو اون موقع فقط یه نوزاد کوچولو بودی، گریه میکردی و بهونه ی مادرت رو میگرفتی ولی وقتی من رو دیدی خندیدی... با اون تیله های سیاه درشتت بهم خیره شدی و برخلاف تصورم نترسیدی و فقط خندیدی... یکم که گذشت دیگه نتونستم خودم رو بهت نشون بدم و همیشه از دور سعی کردم مواظبت باشم تا موقع بازی کردن و مدرسه رفتن اذیت نشی... بزرگتر شدی... جلوی چشمهای خودم عاشق شدی..." CHROMANDA Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Fantasy, Romance, Druma, Smut

More details
WpActionLinkContent Guidelines