Falling In Love With Mr.Step-Brother[BoyXBoy] Translation
  • Reads 79,970
  • Votes 9,842
  • Parts 38
  • Reads 79,970
  • Votes 9,842
  • Parts 38
Complete, First published Oct 26, 2017
خدای زیبایی . این اسمیه که دوستای نُوا و بقیه ی رفقاش تو مدرسه صداش میزنن . اون پولدار و عالیه . و این اولین چیزیه که مردم ازش میدونن . فقط ۱۸ سالشه و دانشجوی ارشده . وقتی مادرش ترکش کرد و پدرش به کلی تغییر کرد ، رفتاراش سرد و بی احساس شد . عصبی و خشن بود. وقتی پدرش عشق جدیدی رو پیدا میکنه ، و تصمیم میگیره اجازه بده زن جدیدش تو خونش با اونا زندگی کنه . چیزی که نُوا فکرشو نمیکرد این بود که اون قرار بود یه برادر داشته باشه .



لب درخشان . این چیزی بود که دوستای گلاوس کایسر صداش میزدن . فقط ۱۶ سالشه و دانشجوی سال سومه . و خیلی معروفه . وقتی مادرش تصمیم گرفت با عشق جدیدش ازدواج کنه و باهاشون زندگی کنه ، خشم رو حس میکرد . نمیخواست دوستاشواز دست بده ، مخصوصا شهرتش رو . اما اون عاشق مادرشه پس حاضره هر کاری براش بکنه . 



زمانی که اون دوتا همو ملاقات میکنن ، همه چیز بهم میریزه .


(این داستان توسط Yasi Stylinson ترجمه میشود ..... 
امیدوارم لذت ببرید)
(Completed)
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add Falling In Love With Mr.Step-Brother[BoyXBoy] Translation to your library and receive updates
or
#237romance
Content Guidelines
You may also like
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) by Dreamer066
25 parts Ongoing
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
You may also like
Slide 1 of 10
Giant cover
🚷 MY RED BALLERINA🚷 cover
عشق پنهان cover
|همجنس| cover
Outlaw cover
Beginning of the end [Malec] cover
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) cover
Killing L🖤ve cover
cicuta  cover
Who Says? [The Devil Judge] cover

Giant

7 parts Complete

↱ 𝗡𝗮𝗺𝗲 : Giant ᝡ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : Yeonbin ᝡ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : Romance, Angst, Criminal, Omegavers, Smut ᝡ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Setayesh ᝡ Season 1 : Liar ╭┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈⭒ ╰⭒➛ 𝗦𝘂𝗺𝗺𝗮𝗿𝘆 : چوی یونجون، پلیس و آلفای نمونه‌ای که خیلی توی کارش موفقه. شخصیت فوق العاده‌اش باعث میشه همه عاشقش باشن، همه چیز خوبه تا وقتی که یه امگای جدید به تیمش اضافه میشه. امگایی به قد بلندی یک آلفا، امگایی با ظاهر یک آلفا. سوالی که پیش میاد اینه، این امگای عجیب و غریب چه ربطی به گذشته‌ی یونجون داره؟