Story cover for Sin | Drarry by otpclub
Sin | Drarry
  • WpView
    Reads 124,157
  • WpVote
    Votes 17,679
  • WpPart
    Parts 35
  • WpView
    Reads 124,157
  • WpVote
    Votes 17,679
  • WpPart
    Parts 35
Complete, First published Dec 07, 2017
" تو كى هستى؟ "

" هرى پاتر."

جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه.

written by: @NoticeMePotter
persian translation.
All Rights Reserved
Sign up to add Sin | Drarry to your library and receive updates
or
#71harry
Content Guidelines
You may also like
flowers on my skin|drary by _sev_iiin
25 parts Complete
-درحال ادیت- "نتونستم جلوش رو بگیرم، اولش مثل یک دانه ی کوچیک توی قلبم نشست و بعد بزرگ شد، با بزرگ شدنش کنترل و پنهان کردنش هم سخت تر شد، بعد مثل یک شاخه ی بزرگ و قوی کل من رو احاطه کرد و من فقط-فقط نتونستم جلوش رو بگیرم." دریکو دستش که هنوز روی شانه هری بود را به سمت صورتش آورد.چانه او را گرفت و بلند کرد.هری را که نگاهش بر روی زمین بود،وادار کرد تا به او نگاه کند.لبخند کوچکی به هری زد. "مقاومت نکن.بذار روحت با روحم قاتی شه.بذار فقط‌‌ تمام وجودم از تو پر بشه،بذار فقط اسم تو روی لب‌هام جاری بشه. بذار فقط صدای تورو بشنوم،بهم اجازه بده تا با بوی تن تو مست شم،بهم اجازه بده تا چشمان خاکستری ام فقط در چشمان جنگلی تو غرق شه." هری از حرف های او تعجب کرد،اما نتوانست جلوی درخشش چشمانش را بگیرد.دریکو لب هایش را با زبانش خیس کرد و با صدای ملایمی که هری هرگز قبلاً نشنیده بود به سخنانش ادامه داد:"بذار پوستت رو لمس کنم، بذار گلها روی پوستت شکوفا شن." _ __ __ _ پروردگارا،به مردی همچو زیبایی بهار عشق ورزیدم.با موهایی که گل بابونه آغشته در آن است. پروردگارا،آن مرد به مردی همچو زمستانی سفید عشق ورزید. با موهایی که از نور زیبا و فریبنده ماه می‌درخشد. "Persian Translation" cr:@malfoyunyesilelmasi
You may also like
Slide 1 of 10
𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋 cover
flowers on my skin|drary cover
Strange [Drarry Persian Translation] cover
-Wandering [z.m] cover
Drarry Oneshots [Persian Translation] cover
𝖠𝖽𝖽𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗍𝗈 𝗌𝖾𝗑  cover
Dark light [Drarry] cover
 𝐶𝑅𝐴𝑁𝐵𝐸𝑅𝑅𝑌 𝐽𝑈𝐼𝐶𝐸 cover
ᴍᴀɴᴅᴀᴛᴏʀʏ♠ cover
its my baby 🐺🍼 ( Kookv ) cover

𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋

43 parts Ongoing

تهیونگ ۲۸ ساله قصه،با یه وضعیت مالی بد یهو تو روزنامه یه آگهی میبینه...یه آگهی راجب نگهداری از دونفر با یه حقوق بالا...ولی تهیونگ نمیدونست که اگر پاش رو بزاره تو اون عمارت سرنوشتش به کل تغیر میکنه. کی فکرش‌رو میکرد قراره بشه مطیع دوتا پسر ۲۰ ساله اون عمارت؟... "بخشی از داستان✨️🪽" جیمین:قبول کن که بشی همه چیز ما. تهیونگ:ولی من از شما بزرگترم،چطوری ازم توقع دارید با شما... ولی اون دوتا پسر نزاشتن حرف پسر بزرگتر تموم بشه و با لباشون مهر سکوت رو روی لبای تهیونگ،کوبیدن... . . . کاپل اصلی:ویمینکوک.🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی.✨️ ژانر رمان:بی دی اس ام،اسمات،عاشقانه،هپی اند🌱 "امیدوارم از خوندن داستان من لذت کافی رو ببرید🦋" #BDSM #Little #Kookmin #Vminkook