Ziam_privacy_smut

Ziam_privacy_smut

  • WpView
    Reads 18,996
  • WpVote
    Votes 1,637
  • WpPart
    Parts 22
WpMetadataReadMatureOngoing2h 16m
WpMetadataNoticeLast published Fri, Dec 17, 2021
#مقدمه ♡ #ziam #ff #privacy سلام من لیام پینم ۱۷ سالمه یه پسره کاملن تنها و افسرد هیچکس تاکید میکنم هیچکس منو دوست نداره دنیا برام جهنمه بابام از من متنفره همیشه میگه مایه ننگشم بهم میگه یه موجوده کاملن اضافیم که هرچه زودتر باید بمیرمو دنیارو با وجوده نحصم به گند نکشم(: ۶ سالم بود که برای اولین بار توسطش شکنجه شدم مادرم سره کار بود که بابام ازم خاست بریم زیر زمین تا ی توپ بیاریمو بازی کنیم منم که فک میکردم بابام منو دوست دارعو میخواد بام وقت بگذرونه باهاش رفتم ولی تا رسیدیم پایین اون موهامو کشیدو کلی اذیتم کرد اون تحدیدم کرد اگه کوچکترین چیزی به مامانم بگم یه لحظم زندم نمیزاره مامانم برعکسه بقیه عاشقمه اون تنها کسیه که بهم اهمیت میده ولی اون هیچی از زجرایی که من میکشم نمیدونه هیچی!!! میدونم براتون سوال شده که چرا اینقدر منفورم خب باید بگم من گیم یه فگه کثیف یه اشغاله به تمام معنا(: حالا دیگه فهمیدین کع چرا همه ازمن بدشون میاد من تازگیا رویه یکی کراش پیدا کردم برایه اولین بار کسی که دستیابی بهش غیره ممکنه اون شده تموم زندگیم تنها چیزی ک بش فکر میکنم اونه اون یه خواننده خوشگلو معروفه اهنگاش باعث میشن که تحمله این دردا برام اسون تر بشن من واقن عاشقشم و تموم سعیمو میکنم که بالاخره یه روز از نزدیک ببینمش(:
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • My violin_ویولن من
  • EUPHORIA
  • Frozen Heart [FULL]
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • VALDEMAR
  • Little Bunny
  • 𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄
  • Floricide | Sope
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •●

__________________ همه چیز از اون آوا آغاز شد... زمانی که برای اولین بار، گوشهام با این طنین ارامش بخش آشنا شد رو خوب به یاد دارم. موسیقی، از همون کودکی به بوم وجود رنجور من، رنگ زندگی میپاشید. من با لمس این صدا، تکه ای گمشده از وجودم رو ملاقات کردم که تا به اون زمان، حتی خبر از سرگردان بودنش، در عمق تاریکی وجودم نداشتم. در اون لحظه، چیزی درون قلبم تکون خورد؛ چیزی رو حس کردم که تمام عمرم از وجودش بی بهره بودم. این طنین، اغازی وصف ناپذیر برای من بود. منی که در این هستی تنها در طلب یک کمانه بودم! کمانه ای که اون رو روانه ی تار های نحیف این ساز کنم. همه چیز از اون صدا شروع شد... صدایی که من رو به گذشته ام پیوند زد... گذشته ای که گرچه تاریک و غمناک بود، اما حقیقت جدا ناپذیر زندگی من بود... همه چیز...از چند تار و یک کمانه اغاز شد! __________________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: ⤷𝘑𝘶𝘯𝘨 𝘞𝘰𝘰𝘺𝘰𝘶𝘯𝘨 & 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 ( 𝘸𝘰𝘰𝘴𝘢𝘯 ) -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴: ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘋𝘳𝘢𝘮

More details
WpActionLinkContent Guidelines