Ziam_privacy_smut

Ziam_privacy_smut

  • WpView
    Odsłon 19,020
  • WpVote
    Głosy 1,637
  • WpPart
    Części 22
WpMetadataReadDla dorosłychW trakcie2g 16m
WpMetadataNoticeOstatnia publikacja pt., gru 17, 2021
WpInfo
Fanfikcja
1Direction
#مقدمه ♡ #ziam #ff #privacy سلام من لیام پینم ۱۷ سالمه یه پسره کاملن تنها و افسرد هیچکس تاکید میکنم هیچکس منو دوست نداره دنیا برام جهنمه بابام از من متنفره همیشه میگه مایه ننگشم بهم میگه یه موجوده کاملن اضافیم که هرچه زودتر باید بمیرمو دنیارو با وجوده نحصم به گند نکشم(: ۶ سالم بود که برای اولین بار توسطش شکنجه شدم مادرم سره کار بود که بابام ازم خاست بریم زیر زمین تا ی توپ بیاریمو بازی کنیم منم که فک میکردم بابام منو دوست دارعو میخواد بام وقت بگذرونه باهاش رفتم ولی تا رسیدیم پایین اون موهامو کشیدو کلی اذیتم کرد اون تحدیدم کرد اگه کوچکترین چیزی به مامانم بگم یه لحظم زندم نمیزاره مامانم برعکسه بقیه عاشقمه اون تنها کسیه که بهم اهمیت میده ولی اون هیچی از زجرایی که من میکشم نمیدونه هیچی!!! میدونم براتون سوال شده که چرا اینقدر منفورم خب باید بگم من گیم یه فگه کثیف یه اشغاله به تمام معنا(: حالا دیگه فهمیدین کع چرا همه ازمن بدشون میاد من تازگیا رویه یکی کراش پیدا کردم برایه اولین بار کسی که دستیابی بهش غیره ممکنه اون شده تموم زندگیم تنها چیزی ک بش فکر میکنم اونه اون یه خواننده خوشگلو معروفه اهنگاش باعث میشن که تحمله این دردا برام اسون تر بشن من واقن عاشقشم و تموم سعیمو میکنم که بالاخره یه روز از نزدیک ببینمش(:
Wszelkie Prawa Zastrzeżone
Dołącz do największej społeczności pisarskiejOtrzymuj spersonalizowane rekomendacje dzieł, zapisuj ulubione dzieła w bibliotece oraz komentuj i głosuj, aby rozwijać swoją społeczność.
Illustration

To może też polubisz

  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • 𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄
  • Hundredth Day / OneShot
  • My dark hero [Z.M]
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •●
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • My violin_ویولن من
  • VALDEMAR

Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...

Więcej szczegółów
WpActionLinkWytyczne Treści