Story cover for Horror stories by kimwasari
Horror stories
  • WpView
    LECTURAS 18,845
  • WpVote
    Votos 3,162
  • WpPart
    Partes 51
  • WpView
    LECTURAS 18,845
  • WpVote
    Votos 3,162
  • WpPart
    Partes 51
Continúa, Has publicado mar 31, 2018
Contenido adulto
داستانهای کوتاه ترسناک ک پشماتون و فر میکنن؛)
follow
vote
comment
Todos los derechos reservados
Tabla de contenidos
Regístrate para añadir Horror stories a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Neglect of death(غفلت مرگ) de ARNA1330
25 partes Continúa
[در حال آپ] صدایِ جیغ ها بالا رفت و ترس و دلهره بیشتر اوج گرفت نگاه ها با گیجی و ترس به چهره های رنگ و رو رفته ی کناریش میفتاد اما هیچ کس نمیتونست حدس بزنه چی درجریانه و چه اتفاقی افتاده و تنها چیزی که خیلی خوب ازش خبر داشتن، این بود که مرگ از رگ گردن بهشون نزدیکتره! *قسمتی از فیک "با داد و فریاد دانش آموزا و کوبش سریع کفش های مختلفشون و دیدن حجم زیادی از پسر و دختر های وحشت زده که سمتش میومدن با تعجب از جاش بلند شد، همینکه خواست از اطرافیانش بپرسه چه اتفاقی افتاده، یکی از پسرهای هیکلی با صورتِ وحشتناک و خونیش غرش های بلندشو سمت پسری که افتاده بود و انگاری به خاطره پیچ خوردن پاش با عجز طلب کمک می‌کرد هجوم آورد و در چند ثانیه خون قرمزش با فشاراز گردن بیچاره ی پسرِ افتاده خارج شد و دختر با دیدن این صحنه، تنها کارِ ممکنی که مغزِ ترسیده اش میخاست رو مثل مابقی انجام داد.....فرار! " کاپل:ویمین ژانر:زامبی،مدرسه ای،انگست، هیجانی، رمنس،اسمات
dark house de Arezoo_pcy
12 partes Continúa
🎆Full🎆 کاپل:chanbaek-kaisoo ژانر:کمدی،ترسناک،عاشقانه،کمی اسمات خب این داستان درباره ی اين هست که بکهیون ما با دوستاش قرار میزاره که بعد از امتحانات به مناسبت فارغ التحصیل شدنشون برن سفر اما توی این سفر اونا راه رو گم میکنن و دردسر تازه از اونجا شروع ميشه...... ....................................... قسمتی از فیک بکهیون-باورم نميشد که من اون احمق رو گم کردم دارم از سرما میمیرم کجاست پس؟ ناگهان صدایی از پشت سرم اومد انگار که داشت منو صدا میکرد یخ کرده بودم و فقط به درخت رو به روم زل زده بودم به آرامی برگشتم... وايسا ببینم این خونه قبلا پشت سر من بود؟ با دستی که روی شونم حس کردم با تمام توانم داد زدم ولی با دیدن کای آروم شدم...اون احمق... .................................... بچه ها با خوشحالی گفتن که امشب رو توی اون خونه سر کنیم هر پنج نفر موافق بودن منم پس همرنگ اونا شدم و همگی با هم تصميم گرفتیم چند شب رو توی اون خونه سر کنیم تا شاید بتونيم را ارتباطی پیدا کنیم اما کسی از ما نميدونست با رفتن به اون خونه بدترین تصمیم زندگيمون رو گرفتیم..
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
surrounded by Evil cover
Trust cover
THEY - TAEJIN cover
He is change cover
vampires shift  cover
The curse of death  cover
Neglect of death(غفلت مرگ) cover
𝐂𝐑𝐈𝐌𝐒𝐎𝐍 🦇 𝐀𝐖𝐀𝐊𝐄𝐍𝐈𝐍𝐆 🍷| 𝐇𝐘𝐔𝐍𝐋𝐈���𝐗  cover
L⃠ u⃠ s⃠ T⃠ (Multi Shot) cover
dark house cover

surrounded by Evil

43 partes Concluida

همه چیز عادی بود ولی مشکل اینه که بود تا وقتی که یکی اشتباه نمیکرد... کاش میشد زمانو به عقب برگردوند نه برای اینکه جلوی بعضی چیزارو گرفت برای اینکه دوباره بعضی چیزارو حس کرد -مهم نیست اگه چیزی به یاد نیاره یا حتی عشقش به من خاموش بشه همین که هنوز قلبش میزنه و نفس میکشه برام کافیه... ژانر= تخیلی، رمنس، انگست، اکشن شخصیت های اصلی= تهیونگ، چانیول، سهون، یونا، سوجین، جونگ کوک تایم اپ= تکمیل شده♡