Browse
Community
Write
Try Premium
Log in
Sign Up
Log in
words
pnarges
WpView
Reads 32,563
32,563
32.5K
WpVote
Votes 6,406
6,406
6.4K
WpPart
Parts 20
20
20 parts
Start reading
WpAdd
Summary
Parts
WpMetadataRead
Complete
Tue, Aug 14, 2018
WpInfo
Non-Fiction
تا ابد که نمی تونی فرار کنی .. می تونی؟
All Rights Reserved
Read more
Join the largest storytelling community
Get personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Sign up
You may also like
Marvel Land
بوک وانشات از همه ی کاپل های مارولی * ~ * 💦اسم کاپلِ وانشات و تاپ یا باتم بودنِ شخصیت ها اول هر پارت ذکر شده💦
WpPart
55 parts
STRAY KISS
: stray kiss مقدمه استری کیدز گروهیه که از کمپانی جی وای پی دبیو کرده از یه جایی به بعد یه چیزایی بینشون تغییر میکنه.... احساسات جا به جا میشن.... چی میشه اگه جونگین به هیونجین اعتراف کنه؟ هان میتونه با لینو کنار بیاد؟؟ تکلیف چانلیکس چی میشه؟؟؟ داستان از زبان همه اعضای استری کیدز کاپل : هیونین ، چانلیکس ،مینسونگ نویسنده برای انتخواب کاپل جامه دریده است 🤧 ژانر : زندگی روزمره - درام - عاشقانه -هپی اند-اسمات حمایت کنید استی ها 😘
WpPart
35 parts
Complete
.𝐒𝐭𝐫𝐚𝐰𝐛𝐞𝐫𝐫𝐲.
خب میریم که داشته باشیم: کیم تهیونگ پسر به شدت لوس و سلیطه که فوبیا داره به سربازی ولی خب باید یه جایی با فوبیات رو به رو بشی. جئون جانگ کوک ژنرال مغروری که همه سربازا ازش مثل سگ میترسن چی میشه این دوتا جلوی هم قرار بگیرن؟ ____________________________ کاپل: کوکوی ژانر: فیک چت(در حد دو سه تا)،فلاف،اسمات،رمانتیک، مافیا، ددی کینک..... تمام شده.
WpPart
39 parts
Curse [ VKOOK , KOOKV ]
[تمام شده] هر دختری توی چشمهای جونگکوک نگاه کنه عاشقش میشه، البته این مورد فقط باعث دردسر جونگکوک میشه، چون اون رسما گیه؛) اسم داستان: Curse [ نفرین ] کاپل اصلی: Vkook , Kookv [ ورس ] کاپل فرعی: Sope ژانر: رمنس | فیکچت | کمدی | درام | فانتزی
WpPart
27 parts
Complete
یتیم خانه
کامل شده یتیم خانه کاپل : ووسان ، سونگجونگ ، یونگی ، جونگسانگ ژانر: BDSM سونگهوا آهی کشید:یه کار کن نتونم بشینم... میخوام تا چند روز وقتی میشینم درد بکشم. فشار دست هونگ جونگ به موهای سونگهوا بیشتر شد :باشه آقای کیم میدونم چیکار کنم. چرخید که صورتش روبه روی صورت هونگ جونگ قرار گرفت، لباشو روی لبای مرد گذاشت و شروع کرد به بوسیدن، لباش آروم روی لبای هونگ جونگ حرکت میکرد و موهاش هنوزم توی مشت هونگ جونگ بود :دوستت دارم. هونگ جونگ به خودش اومد، عقب کشید و از سونگهوا کمی فاصله گرفت، نفس نفس میزد... به شدت عصبانی بود... نه از سونگهوا از خودش... هونگ جونگ از خودش عصبانی بود چون داشت لذت میبرد از این بوسه، دستش بلند شد و با ضرب توی صورت سونگهوا نشست :حالا نشونت میدم. بار دیگه سونگهوا رو به شکم خوابوند، ترکه رو برداشت و بی وقفه شروع کرد به زدنش... ترکه رو محکم روی باسن سونگهوا میزد و باسن کبود پسر رو زخم میکرد. این سونگ با لبخند به سان نگاه میکرد :میتونم بپرسم که شما وویونگ رو کجا دیدین آقای چوی. سان هیجان زیادی داشت، قرار بود لیتلی رو داشته باشه که همه جوره استایلش بود :از طریق دوست وکیلم... وکیل خانم کیم میس سونگهوا شی. در اتاق باز شد و گیون سوک در حالی که دست وویونگ رو توی دست داشت داخل اتاق شد، سر سان سریع به سم
WpPart
52 parts
مجموعه گودال سیاه
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
WpPart
76 parts
Our runaway love💘
سون سام /آمپرگ/امگاورس/ومپایر/ساحره/انگست/هپی اند خلاصه: 6امپراطوری قدرتمند جهان،6برادر متحد که طبق حرف پیش گوی بزرگ دنبال تنها امگای باروروجفتشون هستن تا باهاش میت شن چون اون امگا تنها راه ادامه نسل بشریت وخاندان سلطنتیه وباید هفت پسر سه رگه بدنیا بیاره تا دنیارونجات بده ،دراین بین جیمین امگای زیبا وشیطونیه که دردهکده دورافتاده ای زندگی میکنه،دهکده ای که رئیس اون پدرشه همینطور هیچ اطلاعی از تکنولوژی وعصر جدید نداره چی میشه اگه توی مسابقه ای که آلفاها برای جفت شدن باهاش به مبارزه میپردازن سروکله 6پادشاه پیدابشه؟مسلما جیمین نمیخواد با اونا جفت بشه پس چاره ای جز فرارکردن نداره ولی خب اون نمیدونه هربار فرارکردن ازاون قصر لعنتی چه تنبیهاتی وباید به جون بخره اونم توسط 6برادر روانی عاشق ودلباخته مینی شات روز های آپ=یکشنبه/چهارشنبه
WpPart
63 parts
The best mistake
با استرس به دستِ پیرمرد خیره شده بودن. پیر مرد بعد از چندبار بررسی سنگ ها ،از بالای عینکش به زوجی که امیدوارانه بهش چشم دوخته بودن و منتظر نتیجه بودن نگاه کرد. چندبار با خودش مرور کرد که دقیقا چی باید بهشون بگه و کلمات رو تو ذهنش تکرار کرد. ایستاد و گفت "تبریک میگم . زوج خوشبختی خواهید بود. فقط یه نکته ای هستش ک...." بعد از نفس عمیقی که کشیدن نگاه هر دو به پیر مرد خیره موند. چی شده بود؟ چه چیزی مهم تر از اینکه این جفت با دردسرای زیاد بالاخره بهم رسیده بودن و دیگه شکی در عشقشون وجود نداشت؟!!! کامل شده ✅
WpPart
40 parts
Lips on your skin|Kookv
[] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "م ن...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! " - " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! " - " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " •• Yoonmin 🔞 ~ تایپ فنفیک : INTP •° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•
WpPart
33 parts
Complete