Story cover for Dead. by spnt_a
Dead.
  • WpView
    LECTURES 184
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Chapitres 4
  • WpView
    LECTURES 184
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Chapitres 4
En cours d'écriture, Publié initialement mai 28, 2018
هر چیزی درمورد مرگ.
.
.
.
.
*نمیشه گف این یه کتاب غم انگیزه نه 
تو این کتاب ما درموردش حرف میزنیم و میپذیریمش و دیگه ازش نمیترسیم*
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter Dead. à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#55death
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Star Renaissance || VKook ~ Completed, écrit par millennium_story
40 chapitres Terminé
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
عروس سایه‌ها, écrit par Veraluna0
26 chapitres Terminé
"عروس سایه‌ها" [کامل شده] در دنیایی که عشق یک افسانه فراموش‌شده است، ازدواج‌ها به قیمت خون بسته می‌شوند. "رینارا ورسیلیس" شاهزاده‌ای است که از کودکی می‌دانست سرنوشتش به سایه‌ها گره خورده. او نامزد "دیمیتریا مورگاروس" است-حاکمی مرموز که چهره‌اش هرگز در نور دیده نشده، مردی که می‌گویند حتی شیاطین هم از او می‌ترسند. اما چرا؟ چرا کسی که هرگز او را ندیده، از ابتدا به او تعلق داشته است؟ شب قبل از عروسی، رینارا تصمیم به فرار می‌گیرد. اما حقیقتی که در دل تاریکی انتظارش را می‌کشد، چیزی فراتر از یک ازدواج اجباری است. سایه‌ها او را می‌شناسند. زمزمه‌هایی در گوشش نجوا می‌کنند. در آینه‌ها چشمانی را می‌بیند که متعلق به خودش نیستند. و مهم‌تر از همه، دیمیتریا همیشه می‌داند که او کجاست. "فرار نکن، عروس من. سایه‌ها همیشه راه بازگشتت را پیدا می‌کنند." اما وقتی رینارا پرده از راز این ازدواج برمی‌دارد، متوجه می‌شود که خودش هم بی‌گناه نیست. او هیچ‌وقت یک قربانی نبود، بلکه آغاز این نفرین بوده است. حالا که حقیقت فاش شده، آیا او حاضر است در کنار مردی زندگی کند که از صدها سال پیش در سایه‌هایش پنهان شده بود؟ یا فرار خواهد کرد و اجازه می‌دهد تاریکی همه چیز را ببلعد؟ تم‌ها: #ازدواج_اجباری، #عشق_ممنوعه، #نفرین‌ه
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
اعترافات و خاطرات کیپاپی😐 cover
Star Renaissance || VKook ~ Completed cover
The Hybrid Diaries: The Lost Pages cover
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک cover
[𝑺𝒉𝒊𝒏𝒚 𝑺𝒕𝒂𝒓 𝑶𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒆𝒅]ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉ cover
عروس سایه‌ها cover
زنــدانبــان_غــریبـه‌ی‌آشــنا cover
The miracle of birth cover
paper stars (Completed) cover
Little Mermaid cover

اعترافات و خاطرات کیپاپی😐

3 chapitres En cours d'écriture

خب این یه کتابه برای اعترافات کیپاپرا😐 اعتراف کنید 😐تولوخدا😐😭