Depend On Him

Depend On Him

  • WpView
    Leituras 45,977
  • WpVote
    Votos 7,008
  • WpPart
    Capítulos 132
WpMetadataReadMaduroConcluída dom, jul 25, 2021
{COMPLETED} کاش همه چیز انقدر سخت نمیگذشت اما با همه ی رنجی که داشت تو دلیل ادامه دادنم شدی ~ کاپل اصلی: Ziam کاپل فرعی : Larry
Todos os Direitos Reservados
Junte-se a maior comunidade de histórias do mundoTenha recomendações personalizadas, guarde as suas histórias favoritas na sua biblioteca e comente e vote para expandir a sua comunidade.
Illustration

Talvez você também goste

  • °•𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝𝐲 𝐊𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭•°
  • This Is Not A Sad Ending
  • Habits [completed]
  • قاصدک (سباستین×کریس)
  • 𝓡𝓮𝓿𝓲𝓿𝓪𝓵 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓽𝓪𝓽𝓲𝓬 𝓭𝓪𝓻𝓴
  • Shouldn't Be Hidden
  • 🌟 Having you 🌟
  •  ≀ childhood memories᠉
  • Diving Club.✓
  • ♥️Hate or love♠️

𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: ❕On Hiatus❕ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: ShowKi. Secret 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Crime, Angst, Mystery, Smut, Drama 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝑼𝒎𝒃𝒓𝒂𝑳𝒖𝒏𝒂𝒆 ~برشی از داستان بالاخره دست از دویدن کشید. درحالی که نفس نفس می‌زد، به دیوار تکیه داد. کارش تموم بود! دستش روی سینه‌اش نشست. قلبش نزدیک بود منفجر شه. نیم‌نگاهی به ساختمونِ بزرگ انداخت...دور شده بود... نباید نقابش رو برمی‌داشت! اون نگهبان لعنتی دیده بودش؛ همون موقع که با چاقو و لباس خونی بالای جسد مرد ایستاده بود...اون لحظه فقط به فکرش رسید که فرار کنه...با تمام توانش دوید و به عقب نگاه نکرد. خوشبختانه، نگهبان دنبالش نیومده بود. چاقو هنوز توی دستش بود و سرانگشت هاش از فشاری که بهش می‌آوردن، سفید شده بود. پاهاش بالاخره سست شد. روی زمین زانو زد و چشم هاش رو با خستگی بست... +آجوشی هنوزم می‌خوای پرواز کنی؟ به سرعت چشم‌هاش رو باز کرد. چرا یاد اون دختر افتاده بود؟ -نه! حالا دیگه نه درسته، اون قول داده بود! به خودش، به برادرش...الان نباید عقب می‌کشید. به‌خاطر اون، باید این انتقامو تموم می‌کرد... به سختی از جاش بلند شد و نیم‌نگاهی دیگه‌ای به ساختمون انداخت... این تازه اولش بود!

Mais detalhes
WpActionLinkDiretrizes de Conteúdo