ساعت ها میگذره،دقیقه ها،ثانیه ها اما اینجا زمان ثابته!
من مجبورم نقش بازی کنم تا زمان مناسبش فرا برسه..
من همه ی حرکاتش رو دنبال میکنم، همه ی حرف هاشو بخاطر میسپرم،تا روزی که به داخل آینه بکشمش و جایگزینش بشم..
تا اون موقع من نقش بازی میکنم🥀
نویسنده: LAIERZ
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.