01:44 AM~L.S [Completed]

01:44 AM~L.S [Completed]

  • WpView
    Reads 98,980
  • WpVote
    Votes 17,865
  • WpPart
    Parts 51
WpMetadataReadComplete Fri, Jul 12, 2024
WpInfo
Fanfic
1Direction
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
All Rights Reserved
#115
boyxboy
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Y.O.L.O [L.S]
  • little dragon
  • Torturer Of Love~L.S [Completed]
  • Losers Club[hyunlix]
  • SOLUS
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Love Or Fame?! - Z.M
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • Wolve [L.S]
  • Lunafloraⱽᵏ | لونافلورا
  • Lovelorn
  • کارگردانDirector
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • Delusion [L.S]
  • Through The Dark (L.S)
  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • 🔱Fate Number Four🔆
  • would you love me?
  • My little boy in pain

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines