Hanging Tree
  • Reads 315
  • Votes 40
  • Parts 1
  • Reads 315
  • Votes 40
  • Parts 1
Complete, First published Nov 25, 2018
Mature
Are you, are you
Coming to the tree
Wear a necklace of hope
Side by side with me
Strange things did happen here
No stranger would it be
If we met at midnight
In the hanging tree

عاشقانه از يونمين🍉
All Rights Reserved
Sign up to add Hanging Tree to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
Black Shadow by _Black__Pearl_
29 parts Ongoing
+برای پسر بودن زیادی دال فیسی بیبی بوی. به جیمینی که سرشو گذاشته بود روشونش و به خواب عمیقی فرو رفته بود گفت. **** جیمین با تعجب داد زد: "اون دختر فقط بخاطر یه بوسه ی زوری از همه ی پسرا متنفره؟!" -آره.نمی دونستی؟! کل مدرسه اینو میدنن.راستی یه شایعه هس که میگن سلنا لزبینه. **** توی این دنیا قرار نبود هیچکس بفهمه.. کلمات.. بیشتر از اسلحه ها آدم کشتن.. **** -تو خانواده شما ارث یا بهتر بگم نفرین هایبرد روی کیه ؟! +سئوال پرسیدن نداره . -پ..پس یعنی سلنا... +آره خودشه! **** +مطمئن باش اگه قرار بود همه چی تو این دنیای فاکی منصفانه باشه من شاهد تیکه تیکه شدن پدر و مادرم نبودم. **** _انقد آدما رو قضاوت نکن! +من خدا نیستم که بقیه رو قضاوت کنم! منم انسانم و حق اینو دارم که از کسی خوشم بیاد یا نیاد. به من ربطی نداره ولی من نگران توعم! **** -مشکلی داری؟! +اگه راه حل مردنم باشه نه ندارم. **** [وضعیت:پایان یافته فصل اول] نکته: از همین الان میگم دختر پسر یه:/ شخصیت اصلیاش هم خیالی هستن"-" میخوام سر این فیک تمام قیمه هارو بریزم تو ماستا*-*
✧HOME✧ by timi_vkook
42 parts Ongoing
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
Intimacy, a reflection of my family  by saruoneh
50 parts Complete Mature
چی میشه اگر یه دختر عجیبتر و کله شق تر از یه اکیپ پسر هفت نفره رو هشت نفره کنه؟ ‌ داستان از جایی شروع میشه که تهیونگ پسر شلوغ و سر به هوا از یه مرد پولدار توی ترافیک کتک میخوره اونجاست که خون جین هیونگش به جوش میاد باید چیکار کنه؟ نمیشه که اون هفت تا پسر دردسر ساز دنبال انتقام اون کشیده آبدار نباشن!! ‌ اگر یونگی داستانمون، همون پسریه که قسم خورده هیچ وقت آدم خوبی نباشه عاشق این دختر بشه؛ کی میتونه جلوی این رابطه قشنگ و پر از شَک رو بگیره؟ "قسمتی از فیک" شاید اگر همون اول جین تصمیم نمیگرفت که با شوگا از خونشون فرار کنه! یا بعدا به شوگا بگه که بره و از جیهوپ و نامجونی که تو خیابون ویلون و سیلون میچرخیدن اسماشونو بپرسه! یا بعدش گوش جونگ‌کوک رو نمیکشید و بهش یه غذای خوشمزه و گرم نمیداد! یا جینا رو به اشتباه نمیدزدید و وارد این جمع نمیکردش، الان این صمیمیت وجود نداشت. خانواده‌ایی، که اول با دوست خانوادگیش شروع شد و بعد هر کدومشون ... شاخ و برگ به این خانواده اضافه کردن. تنها چیزی که جین میتونست تمام این سالها بهش قسم بخوره یه جمله بود " صمیمیت، انعکاس خانواده من " فیک تموم شد‌ه‌است فقط انتظار دارم ووت و کامنت داشته باشه :)) کاپل اصلی: جینا و یونگی کاپل فرعی: وی‌کوک همه اعضا توی
You may also like
Slide 1 of 10
Black Shadow cover
پرسه در نیمه شب cover
✧HOME✧ cover
Satisfaction(Minibook) cover
Intimacy, a reflection of my family  cover
☘𝐎𝐥𝐝 𝐥𝐨𝐯𝐞☘ cover
• 𝗥𝗲𝗳𝗹𝗲𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 𝗢𝗳 𝗠𝗲 | 𝗝𝗶𝗻𝗞𝗼𝗼𝗸 cover
لورنزو | Lorenzo cover
Black Swan cover
عشق شاهزاده cover

Black Shadow

29 parts Ongoing

+برای پسر بودن زیادی دال فیسی بیبی بوی. به جیمینی که سرشو گذاشته بود روشونش و به خواب عمیقی فرو رفته بود گفت. **** جیمین با تعجب داد زد: "اون دختر فقط بخاطر یه بوسه ی زوری از همه ی پسرا متنفره؟!" -آره.نمی دونستی؟! کل مدرسه اینو میدنن.راستی یه شایعه هس که میگن سلنا لزبینه. **** توی این دنیا قرار نبود هیچکس بفهمه.. کلمات.. بیشتر از اسلحه ها آدم کشتن.. **** -تو خانواده شما ارث یا بهتر بگم نفرین هایبرد روی کیه ؟! +سئوال پرسیدن نداره . -پ..پس یعنی سلنا... +آره خودشه! **** +مطمئن باش اگه قرار بود همه چی تو این دنیای فاکی منصفانه باشه من شاهد تیکه تیکه شدن پدر و مادرم نبودم. **** _انقد آدما رو قضاوت نکن! +من خدا نیستم که بقیه رو قضاوت کنم! منم انسانم و حق اینو دارم که از کسی خوشم بیاد یا نیاد. به من ربطی نداره ولی من نگران توعم! **** -مشکلی داری؟! +اگه راه حل مردنم باشه نه ندارم. **** [وضعیت:پایان یافته فصل اول] نکته: از همین الان میگم دختر پسر یه:/ شخصیت اصلیاش هم خیالی هستن"-" میخوام سر این فیک تمام قیمه هارو بریزم تو ماستا*-*