Story cover for "Be Yourself" by mrymhosseini
"Be Yourself"
  • WpView
    Reads 893
  • WpVote
    Votes 221
  • WpPart
    Parts 9
Sign up to add "Be Yourself" to your library and receive updates
or
#3beautiful
Content Guidelines
You may also like
A Little Light by niusha52
11 parts Ongoing
Genre:comedy.romantic. angst ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ Main couple:sope Side couple:vkook خب. یونگی میدونست بقیه اونو چطوری میبینن یه فرد افسرده که هیچ چیز به چپش نیست ، خب یونگی واقعا نظر بقیه به چپش نبود ولی نمیتونست موافق نباشه که زندگیش خیلی تاریکه اما یونگی براش مهم نبود یونگی هیچوقت نورو ندیده بود که بخواد دلش برای اون نور تنگ بشه. حالا چی میشه اگه فردی که خود نور بخواد نورو به کسی که تو تاریکی زندگی می کنه نشون بده. خب اینو باید از یونگی پرسید که هوسوک براش چیه ؟ برای اون هوپ؟یا شایدم یه موجود مزاحم؟ هیچکدوم هوسوک برای یونگی یه سگ بود . سگی که لیاقت محبتو داره ولی نه از اون این انتظار زیادیه که یونگی دلش بخواد موهای پسرو نوازش کنه یا از محبتای پسر لذت ببره یونگی میدونست هیچی موندگار نیست حتی اگه اون سانشاین باشه. و نوری که اونقدرام که یونگی فکر می کنه فرشته نیست تازه شایدم از خود یونگی تاریک تر باشه. ∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆ تهیونگ عاشق پیانو بود و هیچکس منکر این نبود که اون فوق العاده با استعداده ولی چی میشه یه خرگوش انسان نما هم دیوانه وار عاشق تهیونگ باشه هم بشدت ازش متنفر باشه. جونکوک نمی خواست تهیونگو ببخشه . تهیونگ همه زندگی جونکوک شده بود چون جونکوک وقتی تهیونگو میبینه اولین حرف تهیونگ این ب
You may also like
Slide 1 of 10
■□ 𝑊ℎ𝑒𝑟𝑒 𝑠ℎ𝑎𝑙𝑙 𝐼 𝑔𝑜? □■ cover
Suicide Notes cover
بی دی اس ام (BDSM) cover
°• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •° cover
On the Edge cover
best LARRY stories  cover
شیرین ترین اشتباه 🔞⛓️ cover
why me(smut) cover
A Little Light cover
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed cover

■□ 𝑊ℎ𝑒𝑟𝑒 𝑠ℎ𝑎𝑙𝑙 𝐼 𝑔𝑜? □■

23 parts Ongoing

کیم تهیونگ الفایی که هنوز نتونسته عشق گذشته خودشو فراموش کنه و هر روزِ خودشو، با دلتنگی برای امگاش میگذرونه....با تمام حسرت ها و درد های نبودنش...... جوری که تمام محبت عشق رو از قلبش بیرون کرده.... یعنی روزی میرسه که دوباره احساساتش بیدار بِشن؟ میتونه اون عکس ها و خاطراتو کنار بزاره؟ دوباره عاشق میشه؟ ■□ قسمتی از داستان□■ نامجون: هواستون کجاست ؟ پسر که بخاطر درد بیش از حد پاهاش خم شده بود دستشو بالا اورد و ضعیف زمزمه کرد: ب...بخشید. اما وقتی نگاه پسر بالا اومد. زمان بین دونگاه متوقف شد. تهیونگ مستقیم به اون چهره نگاه میکرد. نفسش حبس شده بود...... این غیر ممکن بود...تپش قلبش!.....اون لرزش..... حسش میکرد..... □■□ کاپل: vmin# ژانر : رمنس _ قسمتی از زندگی _ امگاورس _ اسمات ■□امیدوارم از این داستان لذت ببرین□■