اون مثل یک ترانه ی زیبا بود که متن به هم ریخته ای داشت .
اون توی بهشت ابی خودش زندگی میکرد .
سکوت میکرد چون میدونست سکوت بهترین راه برای گفتن حرفای نگفتس.
اون زیاد نمیخندید ولی وقتی خندید ، من توی لبخندش چیزی دیدم که از تموم ستاره ها زیباتر بود .
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.