زین: بهشت چیه ؟
هری : بهشت هِشت هِشت
زین : فاک یو هزا بهشت واقعا یعنی چی
ه : ببین چشاتو میبندی و دیگ نمیتونی به این دنیا برگردی دو تا در جلو خودت میبینی اون دری که قفله و نمیتونی بازش کنی بهشته ولی در دوم از قبل برامون بازه بهشت جای ما نیست این چیزیه که بقیه میگن زی-
ز : ...
ه : چرت ترین چیزی بود ک توعمرم گفتم اما اگر نظر منو بخوای که اصلا هیچ فاکی به نام بهشت وجود نداره.
ز : ولی من به بهشت اعتقاد دارم هری بهشت من ... اونه :)
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
زین دست مرد رو توی دستش فشرد
"خواهش میکنم آقای؟
+پین هستم، لیام پین پدر آنه
_آقای پین، دختر شیرینی دارید!
دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد
[کامل شده]