Story cover for SHINY WINGS by Btsgalaxyir
SHINY WINGS
  • WpView
    Reads 326
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 1
  • WpView
    Reads 326
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 1
Ongoing, First published Mar 13, 2019
Mature
COUPLE :KOOKMIN
GENRE: ROMANCE,CRIMINAL,SMUT

سئول، پایتخت کره...
جایی که میتونی خیلی چیزارو تجربه کنی.
چیزایی مثل عشق، ثروت، شب های جادویی، مواد، خیابونای بی انتها، جرم و خیانت و... انتقام.
ولی اگه هرکدومشون رو بخوای، باید بازی مخصوصشون رو بازی کنی.
و برای به دست آوردنشون، باید بهترین بازیکن باشی...بازیکن برنده.

این داستان زندگی منه...
بعد از مرگ پدرم زندگی جدید من شروع شد...البته توی جهنم.
پارت دووم اوردن سخت ترین قسمت بازی زندگی بود.
ولی سوختن توی جهنم به من یاد داد که چجوری بازی کنم و همیشه برنده باشم.
همین طور به من یادآوری کرد که بقیه هم میتونن اون شعله های مرگ آور رو بچشن.
خب...من هم برای همین اینجام.

من جون جونگ کوک هستم.
رئیس شرکت شاینی...بزرگ ترین شرکت توی کره.
من اینجام تا به مردم زهر خودشون رو بچشونم.
و اون زهر میتونه عشق باشه...اوه البته یه عشق جعلی فکر کنم.

تو خیلی معص ومی...خیلی پاک.
من هم همین پاکی رو احتیاج دارم.
به زودی قراره که سقوط کنی. سقوط برای بی گناهیت.
میخوام که عاشق شیطان بشی.
حالا زمان بازی انتقامه. "چی میشه اگه دیوانه وار عاشق بشی"
"آیا خودتو به بال های شیطان میسپاری که سقوطت رو بشکنه؟"
"این واقعا یه بازیه یا میل و هوست برای رسیدن به اون عشق طلسم شده؟" *عشق تو جعلی بود ولی دردی که ایجاد کرد، واقعی بود* 
-بال های د
All Rights Reserved
Sign up to add SHINY WINGS to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
129 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
37 parts Complete
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
You may also like
Slide 1 of 10
love Wins  cover
котёнок cover
Teach Me | یادم بده cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Coshay / نامیرا cover
•• Supreme ••  cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover

love Wins

15 parts Ongoing

چی میشه اگه رئیس جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب بخواد یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی بگیره؟ این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستاش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³