Story cover for No End, No Beginning by ElenaSalvat0re_
No End, No Beginning
  • WpView
    LECTURAS 322
  • WpVote
    Votos 51
  • WpPart
    Partes 1
  • WpView
    LECTURAS 322
  • WpVote
    Votos 51
  • WpPart
    Partes 1
Concluida, Has publicado abr 12, 2019
به یاد می آورد، وقتی که در تاریک ترین نقطه ی جنگل، زیر نور ماه بوسیده شد...

و نجوای انسان که عهدی از جنس احساس را به او هدیه می داد، احساسی که عشق نام داشت...



🍷وانشات:  NoEndNoBeginning#
🌹کاپل: چانبک 
🍷ژانر: فانتزی، خون آشامی، دارک، انگست
🌹نویسنده: ElenaSalvatore#
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir No End, No Beginning a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#42dark
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
On the roof top  de haeronie17
9 partes Continúa
couple: yeonbin -enmys to lovers- ....................................................................... همه چیز از یه عادت مسخره شروع شد. یا شایدم از خونوادم؟ اونشب توی بار؟ یا پشت بوم؟ تقصیر کدومشون بود؟ نمیدونم. به هرحال اون پسر لعنتیو دیدم. چوی یونجون..‌. خوشگل ترین پسری که تاحالا دیدم... جوری که چشم هرکسی بهش خیره میموند. آه بیخیال! اون خیلی خوشگله ولی‌... قلب؟ اون توی دلش حتی سنگم نداره. برخلاف ظاهر زیباش... اون ترسناک ترین پسریه که میتونه به پستت بخوره! قلدر و بی اعصاب. کسی که همینجوری دوست داره سر به سرت بزاره‌... چه برسه به وقتی که پا بزاری رو دمش! بهتره بگم پا بزارن روی دمش و بندازن گردن تو و بعد‌؟... اون بزرگ ترین ترست رو میفهمه و با بدترین سو استفاده ها کابوس شبت میشه‌‌... _______ خب ام.. چیزه دوست صمیمی سابقم دقیقا همینجا یه فیک با همین اسم آپلود کرد :) دوسال پیششش... فیکش سونو و استریت بود‌ برای من اصن ربطی بهش نداره ولیخب :) دلی به یادش. امیدوارم خوشحال باشه با دوستای جدیدشش :>
Coshay / نامیرا de rominaromina396
130 partes Continúa
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
𝚄𝚗𝚌𝚘𝚖𝚏𝚘𝚛𝚝𝚊𝚋𝚕𝚎 cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
On the roof top  cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
Coshay / نامیرا cover
EGO cover
Teach Me | یادم بده cover
Heaven or Hell [L.S] cover
The Red Map🩸(نقشه ی قرمز)  cover

𝚄𝚗𝚌𝚘𝚖𝚏𝚘𝚛𝚝𝚊𝚋𝚕𝚎

6 partes Concluida

-"شاید فقط کنترلم رو جلوت از دست دادم.." شونه‌ای بالا انداخت و زمزمه کرد: -"تو مست بودی و حس واقعیت مشخص نبود.. ولی من حرفایی که بهت زدم از ته دلم بود و حرف هفت ساله‌م بود که عاشقتم.." چی میشه اگه کانگ تهیون بعد هفت سال معشوقش رو باز هم تو همون زمین بازی و همون حالتش ببینه؟ Writer: Luka ·݊ Genre: Smut ,Angst ·݊ Couple: #Taegyu