TaeGi - Silent Tears 🎭

TaeGi - Silent Tears 🎭

  • WpView
    Reads 32,232
  • WpVote
    Votes 4,023
  • WpPart
    Parts 21
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Sep 18, 2019
فیک اشک های خاموش • کاپل اصلی : تهگی ( سوییچ ) ، یونجین • کاپل های فرعی : نامجین ، کوکمین ، هوپمین • ژانر : درام ، روانشناسی ، مافیا ، رمزآلود ، اسمات • نویسنده : Fallen Wolfie • موضوع : یونگی پسر مستقل ولی منزوی ای که تنها دوست صمیمیش جین هست زندگی ساده ی دانشجوایش رو میگذرونه که متوجه توجه عجیبِ تهیونگ که گل سرسبد دانشکده هست به خودش و جین میشه . سعی میکنه با نادیده گرفتنش خودش رو خلاص کنه ولی نمیدونه همین نادیده گرفتن باعث جلب توجه بیشتری میشه که پای خودش و اطرافیانش رو بازی کثیفی باز میکنه که باختن به معنای مرگه و برای زنده موندن باید با اشخاصی بجنگه که ورثای نسل جدید بندهای مافیا هستن ... در طی بازی پرده از رازهای زیادی برداشته میشه که موقعیت تک تک بازیکن هارو به خطر میندازه ولی یونگی چی ؟ اون چه رازهایی رو پشت اون لبخند ساده و معصومش پنهان کرده ؟ یونگی برای نجات خودش و جین از این مهلکه راه حلی جز جنگیدن پیدا نمیکنه ولی طرف بازیکن درستی میره یا خودش رو توی چنگال شیر میندازه ؟ اگه دنبال یه فیک با یه خط داستانی ساده میگردین که یکی اون یکی رو گروگان بگیره و ازش سواستفاده جنسی کنه تا وقتی عاشق همدیگه شن اصلا این فیک رو توصیه نمیکنم ^^ Best Rankings : #1 in TaeGi ( July 6th )
All Rights Reserved
#1
یونجین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 💎••SpotLight••💎
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines