beyond - Vkook/namjin

beyond - Vkook/namjin

  • WpView
    Reads 121,149
  • WpVote
    Votes 14,339
  • WpPart
    Parts 61
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Aug 15, 2025
- او رو مانند یه امگای قدرتمند بزرگ میکنیم و مانند یه نجیب زاده، همانند یه کیم قدرتمند به جامعه نشان میدهیم! -امیدوارم هیچ وقت گریه نکنی! منو فقط به عنوان یه یاد خوش از گذشته به یاد بیاری و ... خوشبخت بشی! - زمانی فقط میخواستم مثل یه انسان یه زندگی شرافتمندانه داشته باشم ولی این جامعه نذاشت به خواسته ام برسم پس حال فقط میخواهم انتقام تمام لحظات سخت زندگیم رو بگیرم ... ایا منو همراهی میکنی؟ - دوستت دارم مانند خروش موجی که گوشه ای از این اقیانوس بی کران بی صدا خودش را به صخره ای میکوبد °°°°° کشور قدرتمندی مانند سیلور با یه اشتباه فرو میریزه. اشتباه پادشاه کشور و همراهانش، هر چقدر هم مثل یه طناب محکم و استوار سعی کنی تا بتونی اون کشور رو نگه داری، بازم فرو میریزه. پس تنها راهی که باقی میمونه اینه که تکه های شکسته رو کنار هم قرار بدی و دوباره سرپاش کنی! این سرنوشت تویه ... چیزیه که برایت نوشته شده و در گرمای وجودت حل شده! روزهای آپ: سه شنبه و جمعه، ساعت ده شب Couple: Vkook/ namjin/ yoonmin/ yoonkook/ chanbeak(exo)/ teukchul(suju)/ eunhae(suju) Genre: drama/ romance/ fantasy(were wolf)/ mpreg/ crime/ action/ smut (+18)
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • « تاراج » « 약탈 »
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • bunny and bear (Taehkook)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines