Story cover for Mirage by ace_vinchi
Mirage
  • WpView
    MGA BUMASA 58,094
  • WpVote
    Mga Boto 9,753
  • WpPart
    Mga Parte 152
  • WpView
    MGA BUMASA 58,094
  • WpVote
    Mga Boto 9,753
  • WpPart
    Mga Parte 152
Kumpleto, Unang na-publish May 08, 2019
خلاصه: پارک جیمین وارث یکی از بزرگ ترین شرکت های کره جنوبی با زندانی شدن پدرش، مجبور به جنگ با مادر خوانده ش برای حفظ شرکت میشه. با این حال گذشته همیشه برای شکارش آماده ست و درگیریش با ته هیونگ، باعث صدمه دیدن مغزش و فراموشی و حتی عوض شدن شخصیتش میشه
در این بین جین سه یون دادستان پرونده ی پدرش وکالتش رو در دادگاهی که اونو متهم به صدمه زدن به ته هیونگ می کنه، به عهده می گیره؛ دو نفری که تا حد مرگ از هم متنفرن

زمان آپ: پنج‌شنبه‌‌ها

کاور از: @Emethod
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add Mirage to your library and receive updates
o
#6bromance
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 ni jikook9740
60 parte Ongoing
"برشی از رمان📃🌱" جیمین:ددیییییی. تهیونگ:چی شده پسرم چرا داری باز نق میزنی؟ جیمین:خو ددی از وقتی هانول اومده فقط به اون توجه میکنید مگه من بیبی تون نیستم؟ ددی کوک با خنده از پشت بغلم کرد و آروم دم گوشم پچ زد:تو همیشه پسر کوچولوی ما میمونی...فرشته کوچولوی من.🍼🐥 ☆ ☆ ☆ "تروپ داستان🌱" جیمین کوچولوی قصه ما،یه لیتل کیوت شیرینه که بخاطر مشکلات زندگیش از خونه خودش فرار میکنه.و حالا...تو این مسیر به یه زوج مافیایی برخورد میکنه،ینی کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. اما...اون دوتا انسان های عادی نیستن...ینی جیمین کوچولو میتونه به اونا اعتماد کنه؟✨️ کاپل اصلی فیک:ویمینکوک🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،سپ ژانر کلی:بی دی اسم ام،تریسام،عاشقانه،صافت،تخیلی،گرگینه ای. نویسنده:M.S "این اولین فیک منه و پر از اشکاله،سر فرصت حتما این فیک ادیت میشه🫠✨️" "امیدوارم از خوندن فیک من،لذت کافی رو ببرید🎀" #BDSM #Daddy #Little #Vminkook
Coshay / نامیرا ni rominaromina396
130 parte Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
استاد جذاب من 나의 매력적인 선생님  ni 9yunjin
57 parte Ongoing
اتمام یافته نویسنده yonjin ژانر: عاشقانه غمگین رومانتیک رومنس اسمات 🔞 اسم فیک : استاد جذاب من معرفی..... نمی‌شه همیشه از غم گریخت. هرچقدر هم که به سرعت فرار کنی؛ بالاخره روزی جایی تمامی غم‌ها و دردها بر سرت آوار خواهد شد. شاید به همین دلیل است که شاعران و نویسندگان بزرگی سعی کردند با نوشتن دردهای خود را کاهش دهند. شاید هریکی از شماها آروز داشتید که نویسنده‌ زندگی تون یه نویسنده سریال باشه چون پایانه هر سریال یا داستان خوش میشه شاید پایان زندگی شما هم خوش میشد به هر حال هیچ اطمینانی وجود نداره که زندگی هر یکی خوب بشه شاید همیشه خنده بر لب داریم اما این یه این معنی نیست که شاد و خوشحال هستیم چی میشد که داستان زندگی ما هم مثله داستان زندگی گانگ ات میشد یه دختر شاد،سرخوش،کیوت،شیطون، که با مادربزرگ پیرش تویه خونه کوچیکی زندگی میکنه همه چی عادی بود تا اینکه با مرد زندگیش استاد پارک جیمین تویه دبیرستان گانگ دا آشنا میشه همه چی تغییر می‌کنه با اومدنش تویه اون کلاس..... ‌‌گفته ها .... ات :کاش کسایی که قرار نیست برای هم باشن اصلا سره راه هم قرار نگیرن ....... جیمین : بهم ثابت کردی به هیچکس نمیشه اعتماد کرد
ɢᴜᴇꜱꜱ ᴡʜᴏ ɪ ᴀᴍ ni FK_Spoiler
50 parte Kumpleto
به آرومی پلک هاش رو از هم فاصله داد. با باز شدن چشم هاش سردرد بدی به سراغش اومد جوری که حس می‌کرد شخصی درحال تیر زدن به سرشه! احتمال می‌داد این سر درد بخاطر اثرات بیهوشی بوده باشه. چند بار پلک زد و سعی کرد اطراف رو ببینه اما به جز تاریکی مطلق چیز دیگه‌ای نبود. با باز شدن در روشنایی کمی به چشم های غرق تاریکی‌اش برخورد کرد و بالاخره موفق شد چیزی به جز تاریکی ببینه. مردی خودش رو وارد تاریکی که اطرافش بود کرد اما همچنان چهره‌اش واضح نبود. ناگهان چراغ های تو اتاق روشن شدن و بخاطر یهویی بودنش، پلک هاش رو روی هم فشرد. کمی بعد دوباره پلک هاش رو از هم باز کرد و بعد از چند بار پلک زدن موفق به دیدن چهره‌ی مرد شد. مردمک های لرزونش روی چهره‌اش ثابت موندن. نمی‌تونست چهره‌ای که مقابلش قراره داره رو درک کنه. احتمال هر چیزی رو می‌داد به جز اینکه اون، شخصی باشه که گیرش انداخته! زیر لب زمزمه‌وار گفت: -تو!؟ همه‌ی این ها زیر سر تو بود؟ من تمام این مدت دنبال تو بودم؟ 𝒃𝒐𝒚×𝒈𝒊𝒓𝒍 ↜ 𝒎𝒂𝒇𝒊𝒂 ⊹ 𝑺𝒎𝒖𝒕 ⋆ 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚⭒ #𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 / #𝑭𝒖𝒍𝒍 #🄺 𝟏𝟓/𝟏𝟐/𝟐𝟎𝟐𝟎
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 20
puppet🃏 cover
my baby boys(BDSM) cover
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅���𝒊𝒆𝒔🐺🪽 cover
Coshay / نامیرا cover
stalker|kookmin cover
forced husband cover
Daddy's little kitten(BDSM) cover
Unwanted Killer | Jeon Jungkook cover
استاد جذاب من 나의 매력적인 선생님  cover
The Brittle Shadows 1 : The Big Sister (Book 1)༊ cover
᭝‌ 𝐖𝐮𝐧𝐝𝐞𝐫 cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
•• Supreme ••  cover
вℓσσ∂ мσηєу🤍 cover
MASK S1 cover
Forced War cover
Play With Me cover
The Flight  cover
𝑹𝒆𝒓𝒘𝒊𝒕𝒆 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒕𝑎𝒓𝒔 | JJK [Completed]  cover
ɢᴜᴇꜱꜱ ᴡʜᴏ ɪ ᴀᴍ cover

puppet🃏

12 parte Kumpleto

مامان یونا و بابای جونگ کوک با هم ازدواج میکنن و اون دو تا مجبور میشن تو یه خونه زندگی کنن. یه روز یونا دزدیده میشه و میفهمه که ناپدریش خلافکاره. تا این که... ژانر: رمنس، جنایی، مافیایی، مدرسه ای