Daltonien || GxG

Daltonien || GxG

  • WpView
    LECTURAS 752
  • WpVote
    Votos 100
  • WpPart
    Partes 4
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación vie, may 31, 2019
"هی ما همدیگه رو توی مهمونی دیدیم... من جرجیام یادته؟" آدری به قیافه‌ای که مطمئنا نمیشناختش خیره شد و سعی کرد لبخند بزنه اما لمس عجیب غریبه روی شونه‌ش که با پارچه لباسش پوشیده شده بود و نگاه هایی که از دور تا دور میزش به سمتش شلیک میشدن، عصبیش کرده بودن. در آخر خنده هیستریک و لرزانی تحویلش داد، "من برای مهمونی نرفته بودم..."
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Start Of The Nightmare Of Love
  • •°~BTS ONESHOTS~°•
  • Too close Too far (aslaz)
  • Clock Alarm.
  • الحقنه المؤلمه
  • آبان یک دریا
  • صياد القلوب
  • انتخابِ اشتباه! فصل اول (تکمیل شده)
  • shut up!
  • Be mine

+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido