Story cover for Oh Jongin by nerdygal7
Oh Jongin
  • WpView
    Reads 28,862
  • WpVote
    Votes 7,654
  • WpPart
    Parts 43
  • WpView
    Reads 28,862
  • WpVote
    Votes 7,654
  • WpPart
    Parts 43
Complete, First published Jun 16, 2019
Mature
Genre: romance, drama, tragedy, crime
Couple: sekai
Channel: @parkfamily_fictions
🔹خلاصه:
داستان زندگی پسر یتیمی که بعد از پشت سر گذاشتن دوران سخت کودکی و نوجوونیش، درست وقتی که آرامش نسبی زندگیش رو بدست میاره، با یک تصادف ناگوار مواجه میشه. اما این تصادف براش عشق رو به ارمغان میاره؛ عشقی آمیخته با درد!
🔸بخش‌هایی از داستان:
پیش از تو زیبایی در جهان نمی‌زیست؛
نه نفس‌ها طعم حیات می‌دادند و نه تپش قلب‌ها بوی عشق!
و جهان رنگی نداشت تا این که خالق تو را سرود و حیات آغاز شد.
***
«اوه جونگین... اسمش اوه جونگینه.»
جیهو که هنوز چند قدم بیشتر دور نشده بود سر جاش ایستاد و بدون این که به پشت سرش نگاه کنه گفت:
«فکر می‌کنی می‌تونم پدرش باشم؟ به هر حال بعید می‌دونم تو و شوهرت جون سالم به در ببرین.»
«فقط ببرش. از اینجا دورش کن. خواهش می‌کنم... اون هیچ گناهی مرتکب نشده.»
***
«جونگینِ من، اوه جونگین، دوسِت دارم و قسم می‌خورم تو اولین و آخرین عشقم خواهی بود.»
***
«زندگی جنگ دائمی است، و آدمی در تمام عمر مثل جنگاوری است که برای جنگیدن اجیرش کرده باشند.»
All Rights Reserved
Sign up to add Oh Jongin to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
73 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
You may also like
Slide 1 of 9
Rabbit Café  cover
𓂃Lilac𓂃 cover
The Dupe (Completed) cover
ᥫ᭡Lawfully twisted cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Kill me, Save me | Ongoing  cover
•• Supreme ••  cover
Noesis cover
• Criminal Minds 🩸 cover

Rabbit Café

12 parts Ongoing

جان پسری آرام و معمولی است که در یک کافه به همراه همکارش، لئون، کار می‌کند. زندگی او ساده و بی‌دردسر می‌گذرد تا شبی که همه‌چیز تغییر می‌کند. در حالی‌که جان خسته و بی‌حوصله برای بردن زباله‌ها به کوچه‌ی پشتی می‌رود، با مردی زخمی و بیهوش روبه‌رو می‌شود. او تصمیم می‌گیرد به مرد ناشناس کمک کند، غافل از اینکه این کار ساده، سرنوشتش را وارد دنیایی تاریک و خطرناک می‌کند... چرا که آن مرد، فردی وسواسی، مرموز و بسیار خطرناک است.