Love Seat

Love Seat

  • WpView
    Reads 1,772
  • WpVote
    Votes 253
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadMatureComplete Mon, Jun 24, 2019
WpInfo
Fiction
Romance
" میخوام یه چیزی بهت بگم... " " من عا..." هر دوشون باهم خندیدن. و کیونگسو چقدر خودشو لعنت کرد که اجازه داد سهون اول حرف بزنه.چی میشد اگه خودش زودتر از دوست صمیمیش اعتراف میکرد... " من عاشق جونگین شدم. "
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • you and i
  • Seoul City|سئول سیتی
  • 𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊
  • 𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_
  • Lovelorn
  • 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘦𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘪𝘯𝘴𝘵𝘪𝘯𝘤𝘵
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲
  • Liora│لیورا
  • Wrong Wish
  • Freesia | vkook

مادرش یکی از وزرای برجسته ی کشور بود ، و تو دنیای اونها فرزند امگای نر عاری بود برای مادرش ... به خاطر همین هم تهیونگ سالها تو یه شهر کوچیک مخفی بود ... اما حالا یسری استاکر ، ردی ازش پیدا کرده بودن ... بنابراین طبق دستور مادرش ، وسط سال تحصیلی به یه کشور دیگه تبعید میشه ... تبعیدی که زندگی امگای ۱۷ سالرو تغییر میده و اونو با یکی از عجایب خلقت اشنا میکنه ... جونگ کوک ... الفای دو رگه ای که پدرش یه جگوار و بزرگترین قهرمان بوکس دنیا بوده و مادرش یکی از بزرگترین بیزینس وومن های ایتالیا ... تهیونگ فکر میکرد رفتنش به یه کشور دیگه اونو از تنهایی دربیاره اما همه چیز بد تر شد ... امگای کوچولومون تبدیل به طعمه ای برای هرزه بازیای الفاهای دبیرستان شد ...

More details
WpActionLinkContent Guidelines