World War Zombie

World War Zombie

  • WpView
    Reads 182
  • WpVote
    Votes 28
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Aug 13, 2019
2046...اره، الان سال 2046 میلادیه...درست 23 سال پیش در اثر یه ازمایش بیولوژیکی که توی نیویورک انجام گرفت یه گاز سمی تولید شد...یه گاز سبز رنگ که تنها با استنشاق کردنش طی 10 ثانیه انسان رو به یه زامبی تبدیل میکرد...این گاز به سرعت فراگیر شد و زمین رو دربر گرفت... دولت نیویورک با همکاری بقیه کشور ها سعی کرد تا پادزهر رو بسازه ولی موفق به ساختش نشد با اینحال تحقیقات هنوز ادامه داره... تنها کاری که کشور های باقی مونده تونستن بکنن ایمن نگه داشتن مردمشون و ایجاد حکومت نظامی توی تمام شهر ها بود تو این بین گروهی از مردم سه کشور آمریکا، استرالیا و کره جنوبی، انجمنی برای حفاظت از بشریت و پاکسازی زمین رو تشکیل دادن...گروهی که اسم خودشونو "رنجر" گذاشتن...
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • womb of oblivion
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • هل سيعود كل شي...؟
  • ~Where's My Angel❄
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines