Gone With The Sea

Gone With The Sea

  • WpView
    Reads 79,996
  • WpVote
    Votes 19,592
  • WpPart
    Parts 21
WpMetadataReadComplete Sun, Oct 22, 2023
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
All Rights Reserved
#13
gayfiction
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Freeze Frame
  • dive into love | JeongCheol
  • 𝐂𝐨𝐰𝐨𝐫𝐤𝐞𝐫𝐬
  •  Lily of the valley: Muguet (COMPLETED)
  • Mortimer(Soojun Ver)
  • Versatile boy [Yoonmin]~|completed
  • RED WOLF 3 (The Story Only I Didn't Know)
  • Undertaker (COMPLETED)
  • 15 minutes extra time : پانزده دقیقه وقت اضافه
  • LO$ER=L♡VER

بکهیون بلاگر برجسته و معروفی که تقریبا میشه گفت عزیزدل نصف مردم کره جنوبی‌ـه؛ برای اولین بار در یک روز بهاری و خنک، پارک چانیول مدیرعامل کمپانی ARKAIOS رو ملاقات می‌کنه. این دیدار شاید گذرا به نظر می‌رسید اما فقط تا زمانی که قلب بکهیون در همون قاب و حین لایو پیش مرد قدبلند مو مشکی گیر نمی‌کرد! 🍋☽ قـاب یخ‌زده Freeze frame ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، اسـمات، روزمره ⛮ نویسـنده: السـا

More details
WpActionLinkContent Guidelines