Hidden( translated to persian )

Hidden( translated to persian )

  • WpView
    MGA BUMASA 406,658
  • WpVote
    Mga Boto 37,516
  • WpPart
    Mga Parte 95
WpMetadataReadKumpleto Wed, May 18, 2016
He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.
All Rights Reserved
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • The place where we meet
  • Fake Marriage:ازدواج سوری
  • Roommates(Persian Translation)
  • Faith(3): Lost Girls
  • About LENA
  •  Your Pain Is My Pleasure
  • Dark sky/Vkook
  • LOVE NOTEBOOK VOLUME TWO (Completed)
  • IndigoWar
  • 💠ᒪOᐯᗴ 3500💠

اِمایِ هفده ساله در شهری بسیار کوچک* که هنوز در میان غوغا و جنب و جوش شهر های اطراف بکر بودن خود را حفظ کرده است،در ایالت مینه سوتای آمریکا زندگی میکند و زندگی اش دچار یکنواختی شده است.در این میان ایوان ویلیامز، دانش آموزی مرموز از لندن نیز به شهر آنها نزد برادرش می آید تا آنجا زندگی کند.اِما در جست و جوی جنب و جوشی در زندگی اش پا به ماجراجویی شبانه میگذارد.به امید اینکه جریان را به زندگی اش وارد کند تا بلکه داستان زندگی اش را به شخصیت های داستانی ای که در کتاب های کودکی اش در مورد آنها خوانده نزدیک کند و در این میان متوجه میشود که علایق و منافع مشترکی با ایوان در این رابطه دارد... -کوله پشتی قهوه ای ام را برمیدارم و در آن یک چراغ قوه و کتاب میگذارم.این کاری است که مدتی است برای من عادت شبانه شده.اوایل حتی نمیدانستم مقصد کجاست.اما امشب میدانم.مقصد من از مکان متمایز است، چرا که تنها مقصود من با او بودن است. *(شهر Brown Oak که بیشتر وقایع داستان در آن اتفاق می افتند شهری خیالی است و بقیه مکان ها نیز هرچند که واقعی هستند اما اتفاق های به وقوع پیوسته در داستان در آن اماکن غیر واقعی بوده و هرگونه تشابه اسمی و ... اتفاقی بوده است. )

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman