Story cover for {Opposite Pole} by shaqayeqtvl
{Opposite Pole}
  • WpView
    MGA BUMASA 1,022
  • WpVote
    Mga Boto 93
  • WpPart
    Mga Parte 2
  • WpView
    MGA BUMASA 1,022
  • WpVote
    Mga Boto 93
  • WpPart
    Mga Parte 2
Ongoing, Unang na-publish Aug 23, 2019
⚜او..اون کیم تهیونگه..حتی اسمشم کافیه تا مرتکب جرم بشم..بعد..تو میخوایی رو به روی اون شیطان بایستی؟

⚜تا وقتی من خدام،چه ترسی از شیطان هست؟
All Rights Reserved
Sign up to add {Opposite Pole} to your library and receive updates
o
#83vkook
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
Łuŋa fºresŧ ni SarahMp8
15 parte Ongoing
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 10
Łuŋa fºresŧ cover
Koko and Meow |au| cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 cover
mojito 𓏲 KV ✔️ cover
شَب خُمار🍷(BDSM) cover
Lutan | Vkook cover
my bunny🐰 cover
Lutan | Kookmin  cover
My special omega cover

Łuŋa fºresŧ

15 parte Ongoing

کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy