Nevermore

Nevermore

  • WpView
    Reads 1,763
  • WpVote
    Votes 214
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadMatureComplete Thu, Oct 17, 2019
WpInfo
Fanfic
BTS
در سرزمین نورمور گونه‌های مختلفی، زندگی می‌کردن شکل ظاهریشون درست مثل انسان‌ها بود، در میان انها زندگی می‌کردند ولی تفاوت فاحشی باهم داشتن عده‌ی کمی بودند که واقعاً انسان باشند! 🧙🏻‍♂️ . . . ‏Couple: VKook ‌[Nevermore] ژانر: تخیلی، سوپرنچرال، اسمات، درام کاپل: ویکوک، کمی نامجین
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The last survivors
  • Son of Satan
  • The story of Art (Love ver.)
  • Crazy Clown 👁️♕•Vkook
  • برا منی جئون
  • 𝖬𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒 ✔︎「KV」
  • 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧| 𝐕𝐤𝐨𝐨��𝐤
  • The Last Refuge[KookV]
  • Prince Charming And His Nose|Vkook-Hopemin👑
  • Cold Hands , Warm Heart

یونا یکی از اسلحه هارو برداشت تا با شلیک به سر مرده‌هایی که به پای برادرش چنگ زده بودند بزنه ولی دستی اسلحه رو ازش گرفت! _خطرناکه!! اون داره تکون میخوره ممکنه بزنی بهش و همه چی بدتر بشه یونا با ناامیدی نگاهی به پسری که نجاتشون داده بود کرد و فریاد زد _اون برادرمه! میفهمی؟ نمیتونم بزارم همینجوری اون مرده‌‌های لعنتیِ کثیف اونو بخورند _اروم باش ، من نجاتش میدم اون پسر خیلی اروم و خونسرد بود و این بیشتر دختر رو عصبانی میکرد. اگه عزیزِدل اون پسر در خطر بود همینطوری ارام و خونسرد بود؟! جواب این سوال رو کسی نمیدانست ، شاید در اینده جوابش رو میشد پیدا کرد

More details
WpActionLinkContent Guidelines