Kiss & Cry |Zarry|

Kiss & Cry |Zarry|

  • WpView
    Reads 12,250
  • WpVote
    Votes 1,719
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadComplete Sat, Jul 11, 2020
ساعت دقیقا ۲۳:۴۰ رو نشون میداد. درحالی که روی تخت نامرتبش نشسته‌بود با مدادی که توی دستش داشت روی برگه‌ی روبه‌روش با خط ریز و مورچه‌وارانه نوشت «مقدمه». انگشتاشو سه بار متوالی به گوشه برگه کوبید و عصبی یه گوشه پرتش کرد. نفسشو تلخ بیرون داد و با صدایی لرزون‌تر از دستاش چیزی رو که «اون» بهش گفته بود تکرار کرد:«مزخرفه! بدترین خیانتی که میتونی در حق یه کتاب چندصد صفحه‌ای بکنی، اینه که بخوای توی ده بیست تا کلمه واسش خلاصه بنویسی!» لبخندی زد که زهرمار کرد شیرینی خاطره‌ی صداشو توی ذهنش... بی مقدمه بالای صفحه اسم داستانو نوشت: kiss and cry.
All Rights Reserved
#27
kiss
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Anne
  • Because Of Him ~[L.S]~
  • the phone booth ➳ h.s. (persian translation)
  • Pretty Alpha (L.S)
  • New start [l.s]
  • Waiting Room [Persian Translation. Completed]
  • I'm gay too
  • Groupchat (Persian Translation)
  • online class[Z/M][L/S]
  • Deer In Cage
Anne

زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]

More details
WpActionLinkContent Guidelines