Incertitude (one shot)+18

Incertitude (one shot)+18

  • WpView
    Reads 5,749
  • WpVote
    Votes 481
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadComplete Tue, Apr 7, 2020
نامجون و جین بعد از سه سال زندگی مشترک، حس میکنن روابطشون سرد و سردتر میشه تا اینکه یه شب نامجون متوجه میشه که دوست صمیمیش و همسرش که به شدت عاشق هم بودن بعد از جدا شدن از همدیگه دوباره ازدواج کردن. از این فکر دیوونه میشه و وقتی به خونه بر میگرده...
All Rights Reserved
#179
اسمات
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Evil Beta|Verse|
  • Whiskey[ویسکی]
  • Dark sky/Vkook
  • Royal Blood
  • « کیپاپ سناریو | 𝐊𝐩𝐨𝐩 𝐒𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐨 »
  • King's Lover
  • House Of Cards
  • White Rose
  • Survivor_Love2
  • INRED | VKOOK

تهیونگ الفایی که اواخر دهه ی سوم زندگیشه و هنوز جفتشو پیدا نکرده ، اما دقیقا یه روز از روزای عادی زندگیش ، امگاشو میبینه ... یه پسر با موهای بلوند و زیبا ! چی میشه اگه توی لحظه آخر که امگا هم متوجه الفاش میشه سر و کله ی یه بتای احمق وارد زندگیش شه و یه تنه توی همه چی پی پی کنه؟ + هیییی آلفاااا من ازت حاملممممم _ چرا مزخرف میگی من تا حالا تو رو ندیدم بتا دستشو روی شکمش گذاشت با غم و غصه فراوان نگاهشو بین امگا و الفا گردوند + باشه آلفا ، من تنهایی میوه ی عشقمونو بزرگ میکنم چند قدم به عقب برداشت ، اشک هایی توی چشماش میجوشید کنار زد برای آخرین بار به اون آلفا نگاه کرد قدماشو تند کرد با صدای کوبیده شدن چیزی و صدای اخ بلند الفا شرورانه خندید .... ................................. _ که از من حامله ای .... نگاه چپ چپی به پسر زیرش انداخت دستاشو محکم تر بالای سرش پرس کرد _ میخوام حامله شدنو قشنگ حس کنی سکوت عمیقی که بین اون‌ دوتا پسر ایجاد شده بود با جمله ی جونگکوک رشته رشته پنبه شد + عام ... فقط مشکلی وجود داره من ... من خب چجور بگم ... من بتام !!! ................................ Verse Writer: Nero آپ : شنبه ها

More details
WpActionLinkContent Guidelines