Story cover for My turn! by minseuka
My turn!
  • WpView
    Reads 2,240
  • WpVote
    Votes 319
  • WpPart
    Parts 12
  • WpView
    Reads 2,240
  • WpVote
    Votes 319
  • WpPart
    Parts 12
Ongoing, First published Jan 02, 2020
_تو همونی؟تو همون عوضی هستی که یه شبه ولم کرد؟عاشقم کرد و ولم کرد؟
+ازت عضر میخوام
_فقط خفه شو

........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....

+اینبار بیا واقعا کاپل شیم،بیا زندگیمونو باهم بسازین
_اینبار نوبت منه بیب
........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....

-بایست کیه؟
+کیم تهیونگ..تو میشناسیش بابایی؟
........ ......... ........... .......... ....... ........ ........ ........ ........ ......... ......... ....... ......... ....... ........ ........ ....... ........ ....... ........ .....


+عمو کوک..عمو کوک...میخواست یه کارایی کنه..یعنی میخواست...بهم تجاوز کنه
با هق هق اینارو بهم میگفت..حس میکردم دارم آتیش میگیرم..کوک به این بچه پاک و معصوم؟باید هر بلایی سرش اورده سر خودش بیارم
All Rights Reserved
Sign up to add My turn! to your library and receive updates
or
#87فارسی
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
72 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
You may also like
Slide 1 of 10
 suspended rings||حلقه های معلق cover
Teach Me | یادم بده cover
котёнок cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺» cover

suspended rings||حلقه های معلق

32 parts Ongoing

جیمین، یک طراح لباس امگا با دو فرزند، جونگ‌کوک، یک آلفای فوتبالیست و تهیونگ، یک آلفای موفق در دنیای بیزینس. این سه نفر در گذشته به‌طور قراردادی ازدواج کردن و به‌واسطه مشکلات خانوادگی و تعارضات درونی، مجبور به جدایی شدن در خلال داستان، اون ها با چالش‌های روابط خانوادگی و مسائل حرفه‌ای روبه‌رو هستن، در حالی که رابطه‌شون تحت تاثیر رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تنش‌های بین خودشون و خانواده‌هاشون قرار می‌گیره. Couple:vminkook Genre:omegaverse,mpreg,angst,sport