وانشات : پسر شیطان
کاپل : چانبک
ژانر : طنز ، اسمات
برشی از داستان:
☆ جونگین بی فکر به موقعیتی که توشه درو باز کرد و با وحشت به موجود جلوی در نگاه کرد!
-چسب چوبه.گفتم شاید برات سوال شده باشه...راستش اول میخواستم فقط چسب چوب بزنم به موهات اما دیدم خیلی بوی گندی میده...پس یکم شکلات قاطیش کردم.به نظرت الان قابل خوردنه؟
لبخند دندون نمایی به جونگینِ خشک شده زد و از کنارش رد شد و خودشو به خونش دعوت کرد :/ ☆
->one shot
->couple : chanbaek
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.