Mistake (Completed)

Mistake (Completed)

  • WpView
    Reads 17,887
  • WpVote
    Votes 2,522
  • WpPart
    Parts 9
WpMetadataReadComplete Mon, Apr 13, 2020
برگشت و با دیدن آدمی که تو تاریکی بهش زل زده بود داد آرومی زد :وای هوپی تویی ؟دیوونه ترسیدم ... چشماش رو بست و نفس عمیق کشید که با شنیدن صدای خنده ناآشنایی شوکه چشماش رو باز کرد سریع برق رو روشن کرد تا چهرش رو ببینه که به جای جیهوپ با کوکی مواجه شد به میز آشپزخونه تکیه داده بود پیرهن مردونه ی گشادی تنش بود که چندتا دگمش رو بیشتر نبسته بود با تمسخر بهش خیره شده بود و می خندید دلش ریخت اونجا بودنش این وقت شب ترسناک بود آب دهنش رو قورت داد تو این پنج سال تو خواب کم رویای بودن با جونگ کوک رو ندیده بود ولی حالا تو واقعیت براش داشت مثل یک کابوس اتفاق می افتاد... 👈فن فیک کوتاه کامل شده 👈کاپلی 👈جیکوک
All Rights Reserved
#103
gay
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • عناق مسروق|ج. ج||✓||
  • ANGEL👼🏻TK
  • Two side ||Vk+18
  • تأوهات ثملة|ج.ج||✓||15+
  • هل اصبحت مصاصه دماء ؟ Am I a vampire
  • زَنَــبَـقِــيٌّ || TK.
  • Lantana || زهرة اللانتانا ♧ jikook +18
  • الدون: مأساة عروس

" الفصول تتغيّر ومشاعرنا أيضًا " -" أتعلمين ما هو المثالي الذي تكلمت عنه في الداخل؟" بدأ يقترب بخطوات بطيئة نحوي دون أن يشيح نظره عن عينيّا للحظة. -"الحفلة؟" مع كل خطوة يخطوها للأمام أخطو مثلها للخلف دون معرفة السبب. -"بل أنتِ" توقف عن الاقتراب مني حين تسمرت في مكاني بعد ملامسة ظهري بحائطٍ خلفنا. للحظة الأولى منذ خروجي لم أعد أشعر بالنسمات الباردة تلمس وجهي وما أظهره الرداء من جسدي. -"أ.. أنا؟" بغباء وسخافة لفظت أول ما خطر في ذهني. -"أنتِ" اقترب من وجهي هامسًا بعد أن رمى السيجارة من بين أصابعه وأطفأها بحذائه. لماذا أجد كل ما يقوم به مثير؟ بدأت بـ ١٦-٥ »»»» انتهت بـ ١٤-٦ أتمنى تستمعوا بالرواية وتنال إعجابكم🤍 (الغلاف من تصميمي) #1 bangtan #1 jeon #1 lovestory #1 جونغكوك #1 fanfiction

More details
WpActionLinkContent Guidelines