ALONG CAME OLIVIA

ALONG CAME OLIVIA

  • WpView
    Lecturas 80
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Partes 3
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación lun, mar 9, 2020
WpInfo
Fanfic
روی زمین آشپزخونه، کنار دالی و کلاید نشسته بودم. با انگشتام موهای نرمشون رو درحالی که غذاشون رو میخوردن، نوازش میکردم. دلم برای توی خیابون بودن تنگ شده بود. برای دیدن ویترین مغازه‌ها. برای اسکیت‌بورد سواری بین دو لاین خیابون. برای نشستن و یواشکی سیگار کشیدن پشت یه پرچین. برای نشستن جلوی یه فروشگاه بزرگ و خیره شدن به رفت و آمد آدمهایی که با فکر تامیین نیازهای زندگیشون به فروشگاه میومدن. نیویورک همه‌ی زندگی من بود. قدم زدن توی خیابون‌هایی که سرتاسرش رو برج و ساختمون‌های بلند احاطه کرده بودن، دلیل شادی من توی اون شهر بود. خاطرات بدی که پشت سر گذاشته بودم، زندگی من بودن. اما من اینجا، توی این شهر، زندگی‌ای رو میگذرونم که غم کمتری رو بهم هدیه میده.
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • « تاراج » « 약탈 »
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 💎••SpotLight••💎
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Wrong number

فیکشن

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido