.★. واکس دههها پشتِ نقابِ دشمنی، علاقهی دیوانهوارش به الستر را پنهان کرده بود. ⛦. اما در نبردِ آخر، وقتی دوباره الستر را از دست داد، مرز بین عقل و جنون از بین رفت و تا جایی پیش رفت که میخواست تمامِ جهنم و بهشت را به کوهی از خاکستر تبدیل کند. ⛦. اما در آخر شکست خورد؛ نه در جنگ، بلکه در عشق. عشقی که دههها تلاشش را به هیچ تبدیل کرد. ⛦. و در نهایت، او تصمیم گرفت علاقهاش به الستر را در قلب و روحش از بین ببرد. ⛦. اما احساسی که اینگونه عمیق در وجودش ریشه دوانده است، میتواند فراموش شود؟ ⛦. یا اینبار عمیقتر رشد میکند و التیامی برای روحِ زخمیِ هر دوی آنها میشود؟
More details