A Shadow Behind You [OneShot] [Completed]

A Shadow Behind You [OneShot] [Completed]

  • WpView
    Reads 793
  • WpVote
    Votes 84
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureComplete Fri, Mar 6, 2020
سلام😊 اینفینیتی هستم و این اولین داستانی هست که میخوام با بقیه به اشتراک بذارم و امیدوارم دوسش داشته باشید. همیشه منتظر نظراتتون هستم😘 خلاصه: آلفایی که سال‌هاست عاشق یه امگا شده... آلفایی که برای محافظت از امگای مورد علاقه اش هرکاری میکنه... پ. ن: اگر داستان رو دوست داشتید با ووت و نظراتتون به بیشتر دیده شدن داستان کمک کنید🧡❤ Writer: Infinity Genre: Romance, Thriller, Omega Verse, Smut, Happy End. وضعیت: کامل شده. امیدوارم به داستانم به عالمه عشق بدید❤️💜 دوستون دارم. 💜💞
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • The fucking pretty boy | vk
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • EGO
  • Sweet Disasters
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Lovelorn
  • 𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines