کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر میرسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون میداد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو میبرد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو میکشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
More details