Bruised Fingers

Bruised Fingers

  • WpView
    Reads 76,983
  • WpVote
    Votes 11,680
  • WpPart
    Parts 36
WpMetadataReadMatureComplete Mon, Feb 5, 2024
عشق بهش بال داد اما اون زیادی نزدیک به خورشید پرواز کرد.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • 𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ
  • The fucking pretty boy | vk
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • Sweet Disasters
  • EGO
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Lovelorn

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines