Story cover for Black Shadow by _Black__Pearl_
Black Shadow
  • WpView
    LECTURAS 9,574
  • WpVote
    Votos 1,354
  • WpPart
    Partes 29
  • WpView
    LECTURAS 9,574
  • WpVote
    Votos 1,354
  • WpPart
    Partes 29
Continúa, Has publicado mar 12, 2020
+برای پسر بودن زیادی دال فیسی بیبی بوی.
به جیمینی که سرشو گذاشته بود روشونش و به خواب عمیقی فرو رفته بود گفت.

****

جیمین با تعجب داد زد:
"اون دختر فقط بخاطر یه بوسه ی زوری از همه ی پسرا متنفره؟!"
-آره.نمی دونستی؟! کل مدرسه اینو میدنن.راستی یه شایعه هس که میگن سلنا لزبینه.

****


توی این دنیا قرار نبود هیچکس بفهمه..

کلمات..
بیشتر از اسلحه ها آدم کشتن..


****

-تو خانواده شما ارث یا بهتر بگم نفرین هایبرد روی کیه ؟!
+سئوال پرسیدن نداره .
-پ..پس یعنی سلنا...
+آره خودشه!

****

+مطمئن باش اگه قرار بود همه چی تو این دنیای فاکی منصفانه باشه من شاهد تیکه تیکه شدن پدر و مادرم نبودم.
****


_انقد آدما رو قضاوت نکن!
+من خدا نیستم که بقیه رو قضاوت کنم! منم انسانم و حق اینو دارم که از کسی خوشم بیاد یا نیاد. به من ربطی نداره ولی من نگران توعم!


****

-مشکلی داری؟!
+اگه راه حل مردنم باشه نه ندارم.

****
[وضعیت:پایان یافته فصل اول]



نکته:
از همین الان میگم دختر پسر یه:/
شخصیت اصلیاش هم خیالی هستن"-"
میخوام سر این فیک تمام قیمه هارو بریزم تو ماستا*-*
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir Black Shadow a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#441comedy
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ de meral_writ
70 partes Continúa
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Extinct | namjin de artonis02
85 partes Continúa
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Extinct | namjin cover
котёнок. cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
Give me back my camera cover
Kookv | رد نیش  cover
 suspended rings||حلقه های معلق cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover

•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

70 partes Continúa

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg