The devil next door is an angel |jinV

The devil next door is an angel |jinV

  • WpView
    LECTURAS 4,304
  • WpVote
    Votos 804
  • WpPart
    Partes 12
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación sáb, jul 4, 2020
-جین...این کارت اشتباهه..تو کسی نیستی که جون بقیرو بگیره...تو شر نیستی! تو مجبور نیستی برای لمس کردن تهیونگ تیکه های بدنتو بسوزونی...یک شر با یک خیر هیچ وقت نمیتونه زندگی کنه..تو باید مثل من بشی..یه انسان! ------------ -میدونی چی زجر اوره؟ دستشو روی قلب پسر رو به روش گذاشت -گرمای قلبت منو نمیسوزونه...ولی لمس کردنش تیکه تیکم میکنه.. #TAEJin #JIKOOK #YOONMIN
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • womb of oblivion
  • ~Where's My Angel❄
  • هل سيعود كل شي...؟
  • The miracle of birth
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • Daddy And Little Girl
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • CHROMANDA | VKOOK
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido