〸  Hypocritical 〸

〸 Hypocritical 〸

  • WpView
    OKUNANLAR 4,158
  • WpVote
    Oylar 490
  • WpPart
    Bölümler 8
WpMetadataReadYetişkinDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Cum, Haz 5, 2020
WpInfo
Hayran Kurgu
EXO
〸 Hypocritical: ریـاکار 〸 ᭧Couple: (Version) ChanBaek, KaiHun᭪ (هردو اصلی) ᭧Genre: Romance, Drama, Mysterious, SMUT, BDSM᭪ " دقت کنین عزیزای دلم توی این فیک برای هردو کاپل به اندازه ی یکسان وقت صرف شده و هردو کاملا اصلین! " ꫝ Teaser ꫝ ❊❊❊ سهـون نیمه لخت خودش رو از روی تخت پایین میکشه و تعجب توی حدقه هاش که به جونگـین خیره بودن میچرخه؛ کلمات توی دهنِ تاریکش میشکنن: تو...تـ...تو...بـ...بودی...ن...نه؟ اون...اون مـرد...خودت بودی؟ اون... دست مرد سمت لب های خوشرنگ محبوبش کشیده میشه اما معشوقش با عقب خزیدن خودش رو ازش دریغ میکنه: دست نزن...به من...دسـت نـزن! ❊❊❊ قدم های مرد جون میگیرن و بکهیـونِ منتظر رو به دیوارِ پشت سرش میکوبه...روی صورتِ پسر خم میشه و صدایِ خونسردش رو روی پوستِ گوهر مانندش میپاچه: تو خونمو به جوش میاری...منو تحریک میکنی بخاطر همینه میگم ک محـرکی...آسون میگم میخوامـت پس بدون...چشیدنِ طعم تنت هم برام مثل آب خوردنه، هیونی! بکهیون بین بازو های مردونه ی چانیـول تقلایی میکنه: ولم کن عوضی...دست هات رو بردار... -: تو به من دستور نمیدی...اینجا ارباب منم و فرمانبر تویی!
Tüm hakları saklıdır
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi