Story cover for The Divine Comedy  by homicid3
The Divine Comedy
  • WpView
    Membaca 445
  • WpVote
    Vote 57
  • WpPart
    Bab 8
  • WpView
    Membaca 445
  • WpVote
    Vote 57
  • WpPart
    Bab 8
Bersambung, Awal publikasi Mar 19, 2020
A  clichéd fantasy? I hope not
من امبرم.بزور ۱۶ سالم میشه و میتونم بگم تو این ۱۶ سال چیزی جز دردسر نبودم برای بقیه.مثل بار اضافیم،خانواده م همیشه  گندامو جمع کردن.تا مایه آبرو ریزی نباشم.
از همه ی هم سن و سالام ریزه میزه ترم و یه دست و پا چلفتی به تموم معنام.کاری نیست که بهم بسپرن و درست انجامش بدم.البته اگه کاری بسپرن دستم!
متاسفانه مثل بقیه ی همنوعام ،که البته نمیشه گفت دقیقا هم نوعم باشن، قدرت خاصی ندارم. و  این شاید بد نباشه.خب یکی بین این همه موجود عجیب و غریب هیچ قدرت چشمگیری نداره.دیده نمیشه نه؟
تنها چیزی که نشون میده آدم نیستم حافظه ی خوبمه. نمیخوام از خودم تعریف کنم چون تعریف چندانی ندارم ولی حافظه م حتی از خوبم خوب تره.
ول این قدرت باعث نمیشه که بهترین باشم.یا حتی اینکه بتونم با استفاده ازش،  از خودم دفاع کنم. من تو جنگاوری یه بی عرضه  به تموم معنام.
گفته بودم دست و پا چلفتیم نه؟و اینکه کاریو بهم نمیسپرن؟خب از شانس بد من چه بخوام و چه نه،من ملکه ی بعدی این سرزمین و "حامی' میلیون ها موجود دیگه ام!
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan The Divine Comedy ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#6teenagers
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Łuŋa fºresŧ oleh SarahMp8
15 bab Bersambung
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
Lutan | Kookmin  cover
My special omega cover
شَب خُمار🍷(BDSM) cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
Koko and Meow |au| cover
my bunny🐰 cover
Łuŋa fºresŧ cover
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 cover
mojito 𓏲 KV ✔️ cover
Lutan | Vkook cover

Lutan | Kookmin

26 bab Bersambung

جیمین هیچوقت فکر نمیکرد زندگیش با یک ازدواج اجباری زیر و رو بشه، ازدواجی که نه با عشق بلکه از سر بازی قدرت جونگکوک شروع میشد! برشی از داستان: _فکر کردی کی هستی که اینطور با من حرف میزنی هوم؟ _کسی که...سرش قمار...شده! ژانر: امگاورس، امپرگ، انگست، اسمات و..