Dark house [S2]

Dark house [S2]

  • WpView
    LECTURAS 8,233
  • WpVote
    Votos 1,694
  • WpPart
    Partes 28
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación vie, ago 28, 2020
چانیول در حالی که تسخیر شده دوباره برمي گرده! بکهیون دوباره با کابوس شب هاش مواجه ميشه اما سوال اینجاست، بکهیون تنها بازمانده از اون خونه نبوده.... پس چرا چانیول فقط به دنبال اون آمده؟ گذشته هيچوقت آدم ها رو رها نمیکنه حتی اگر واسه از بین بردن اتفاقات گذشته تمام تلاشت رو هم بکنی اون باز دنبالت میاد! 👻💀 #################### _ولم کن خواهش میکنم💦..... دست از سرم بردار..به خاطر تو من حتی نمی تونم زندگی کنم🔥 چانیول با لبخند به بکهیونی که زانو زده بود و گریه می کرد نگاه کرد و گفت _آه بک.... عروسکم اگه اون روز منو زخمی ول نکرده بودی شاید تو تنبیه هات یکم آسون میگرفتم چانیول در حالی که به بک نزدیک می شد گفت _اما با اون کاری که کردی.. هه حتی اگه جلوم بمیری هم جنازت رو ول نمی کنم!💥 ################### با ترس به کاتری که تو دست های چانیول بود نگاه کردم... می خواست چکار کنه؟💣 اما با قدم های بلندی که به سمتم برداشته شد،چشم های خیسم و بستم، فریاد بلندی کشیدم!؟ __________________________________________ ژانر :عاشقانه،ترسناک، اسمات، رازآلود کاپل :چانبک، ویکوک، یونمین، هونهان
Todos los derechos reservados
#25
اکسو
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 💎••SpotLight••💎
  • Wrong number
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido