worship
  • WpView
    Reads 26,499
  • WpVote
    Votes 4,605
  • WpPart
    Parts 35
WpMetadataReadComplete Sat, May 23, 2020
👬 کاپل: جینمارک 🌻 ژانر: رمنس.درام.اسمات ################# با ذوق و کنجکاوی خودشو کنار جین یونگ رسوند میتونست ببینه که چقدر خسته اس اما بازم فوق العاده به نظر میرسید _ممنونم که قبول کردی یه مدت پیشت بمونم _مطمئن باش اگه دست من بود هیچ وقت همچین چیزی رو قبول نمیکردم ################### _دیوونه شدی میگم بزن به چاک نمیخوام اینجا ببینمت مارک دستاشو دور گردن جین یونگ انداخت و در مقابل چشمای متعجب جین یونگ روی پاهاش بلند شد و گونه اش رو بوسید و زود عقب اومد و چشمکی بهش زد و گفت _ببخشید جین یونگی ولی من فقط از رئیسم دستور میگیرم ################### _چرا باهاش حرف نمیزنی؟ _دیوونه شدی؟میگم نمیذاره حتی ببینمش چجوری باهاش حرف بزنم اخه؟ _خب مگه نمیگی صبحا زود میره بیرون شبا هم خیلی دیر میاد _ اره که چی؟ _خب یه روز صبح زود بیدار شو یا یه شب دیر بخواب نمیمیری که سرمو پایین انداختم و با انگشتام بازی کردم _راستش....جراتش رو ندارم....ازش میترسم.... _شوخیت گرفته؟ _خب تو که ندیدیش وقتی عصبانی میشه #################### _چیه پسر امریکایی چرا اینجوری نگام میکنی؟به این نتیجه رسیدی که دیگه دوستم نداری؟ با عصبانیت بهش نگاه کردم _عمرا مگه تو خواب ببینی من تا همیشه عاشقت میمونم برام مهم نیست چقد بهم درد بدی یا اذیتم کنی من دوستت دارم دوستت دارم دوستت
All Rights Reserved
#13
jinyoung
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • My Precious Trust || vkook||
  • My you
  • Hyung Crash | AU
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇
  • 𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_
  • 𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢
  • котёнок
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲

جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️

More details
WpActionLinkContent Guidelines