beautiful mistake s2

beautiful mistake s2

  • WpView
    Reads 15,753
  • WpVote
    Votes 2,054
  • WpPart
    Parts 24
WpMetadataReadComplete Sat, May 9, 2020
👬کاپل: یوگبم 🌸ژانر: رمنس.فلاف.درام.اسمات ################# از حموم بیرون اومدم هم اتاقیم برگشته بود پشت به من داشت وسایلش رو توی کمد میذاشت امیدوارم پسر خوبی باشه و با هم کنار بیایم لبخند زدم _سلام من بم بم بیا هم اتاقی های خوبی برای هم باشیم ################# _اممم با کسی هم دوست شدی؟ نه مگه میتونم بجز تو به کسی فکر کنم _چی؟ اره دوست شدم _امممم الان چی؟ _خب امممم میدونی اون زیاد استایل من نبود باهاش بهم زدم _مگه استایلت چجوریه؟ ################# دلم میخواست همین الان بزنم زیر گریه ولی خودمو کنترل کردم _من ازش گذشتم....من ازش گذشتم.... چند بار پشت سر هم زمزمه کردم و بعد نفس عمیقی کشیدم گوشیمو از جیبم دراوردم و شماره ی یونگجه رو که امروز بهم داده بود گرفتم بعد از دو بوق برداشت _بم بم؟ما همین یه ساعت پیش از هم جدا شدیم به این زودی دلت برام تنگ شده؟ _یونگجه یادته بهت گفتم دارم از یکی فرار میکنم؟همونی که ازش خوشم میاد؟ _اره هم اتاقیت و میگی _الان برگشتم توی اتاقم و اون داشت یه دخترو میبوسید ################ _تو...تو دوست دختر داری _خب که چی اون بهم خیانت کرده چرا من نتونم بهش خیانت کنم یهو هر حس خوبی که به خاطر اون بوسه به وجود اومده بود تو وجودم مرد _میخوای از من به عنوان یه وسیله برای دراوردن حرص دوست دخترت استفاده کنی؟
All Rights Reserved
#4
jinyoung
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Solivagant
  • 𝙲𝙻𝙸𝙲𝙷𝙴⚣︎
  • Berry | KookV
  • حب وحرب (في ليبيا يحرم العشق )
  • Okara efu | ( آکانه) | VKOOK
  • 𝓓𝓪𝓻𝓴 𝓱𝓮𝓵𝓵 "ᵏᴬᶤʰᵘᶰ"
  • 𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠
  • 𝗢𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲 ᴷᵛ ᴬᵁ
  • My Sweet Cherry 🍒
  • Affliction

تهیونگ‌برادر ناتنی نامجونه با این که از یک خون نیستن اما عمیقا بهم نزدیکن جونگکوک پسرک دوس داشتنی پدرش یعنی کیم‌نامجونه و چی می شه اگه تویه مسافرت تفریحی بزرگ خانواده کیم به قتل برسن؟ و تنها چیزی که برای کیم‌تهیونگ سرما خورده ای که به مسافرت نرفته باقی مونده ثروت بزرگ و یادگار برادرش جونگکوک کوچولوی هفت سالس که دیگه نمی تونه روی پاهای کوچولو و قشنگش بدو و مجبوره روی ویلچر بشینه در حالی که تهیونگ خودش فقط شونزده سال سن داره چندین سال گذشته و حالا کیم‌تهیونگ شونزده ساله بیست و شش سالشه و جونگکوک کوچولوش هفده ساله شده تهیونگ قدرتمنده و باهوشش تونسته ثروت خانوادگیشو حفظ کنه و حتی بیشترش هم بکنه اما هرگز‌موفق نمی شه جونگکوک رو ترقیب به دنبال کردن مراحل درمان بکنه چی می شه اگه تهیونگ‌بفهمه برادر زاده برادر ناتنیش و تنها الماس باقی مونده براش به اون احساساتی داره و از ترسش اون هارو پنهان می کنه؟ چی می شه اگه جونگکوک از شدت علاقه به عموی غیر همخونش مریض بشه و بعد از کلی پزشک فقط یک راه درمان‌باشه؟ کیم تهیونگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines