DEVIL EYES

DEVIL EYES

  • WpView
    Reads 216
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadComplete Sat, Apr 4, 2020
...oneshot... خطر! هیچوقت تنهایی توی یه جنگل تاریک و سرد قدم نزنید. حتی اگر دختر کوچولویی ملتمسانه ازتون کمک خواست! اگر جونتون رو دوست دارید، به این توصیه توجه کنید. :)
All Rights Reserved
#61
وانشات
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • monster under the bed
    monster under the bed
    👥: Yoonmin 👹: horror _________________________________________ صاف رو زمین‌ فرود اومد‌ و جلوش زانو‌ زد ، پنج‌ انگشتش‌ رو آورد بالا و با هر قانون‌ یکی رو پایین‌ می آورد: می ریم‌ تو اتاق ایینه‌ ، چشمات‌ رو می بندی و سه بار دور خودت می چرخی ، ده ثانیه وقت داری فرار کنی جیمین انگار هنوز بخودش‌ نیومده بود و تو هپروت سیر می کرد , اون‌ فقط نه سالش بود ، چرا باید گیر هیولای زیر تختش‌ می افتاد؟ با شنیدن‌ کلمات‌ بعدی یونگی‌ تمام اعضای بدنش‌ گوش شدن‌ و مشغول‌ به شنیدن ، اون بچه‌ زرنگی‌ بود ‌. : اگه بتونی‌ تا فردا گیر من نیوفتی‌ می زارم‌ بری همین کافی بود تا جیمین کمی‌ از درخشندگی‌ صورت‌ رو به دست بیاره‌ اما با ادامه‌ جمله مرد ، نابودی رو با بند بند وجودش حس کرد . مرد لبخند خبیثی‌ زد و دستش‌ رو روی شونه‌ جیمین گذاشت‌ : اما‌ اگه گیرت بیارم‌..... _________________________________________ ❌لطفا کسانی که فوبیا‌ دارن مثل : ترس از تاریکی ، مکان های تنگ ، حشرات‌ ، خون.....، و روحیات لطیفی شون تحمل‌ اینجور داستان ها رو نداره لطفا نخونن‌❌🔞
    WpPart
    Complete
    ...
    ...
    WpPart
  • EveryThing(눈‸눈)⁩
    EveryThing(눈‸눈)⁩
    عکس‌ها و داستان‌هایی ک پشم ب تنت نمیزاره استخونات هم باشون میریزن 🤤🔥 ی سر بزن :) ترجیحا شب بیا اینورا ** میخام با دوستای جدید اشنات کنم💀👻
    WpPart
    ༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒
    ༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒
    دَر‌دَست‌خود‌کِلیدی‌داری....🗝🌓کِ‌در‌را‌به‌سوی‌دُنیای‌دیگر‌میگشاید...🥀 اَز‌دُنیآی‌اَمن‌وراحَتَت‌‌‌یِک‌قَدَم‌فآصِله‌بگیر...🌪🪐وبآ‌کِلیدَت‌در‌را‌به‌سوی‌‌دُنیآی‌دَگَر‌بآز‌کن....🔮
    WpPart
  • اسم : بازنده
    اسم : بازنده
    اسم : بازنده ژانر: اسمات_درام_انگشت شخصیت ها:یونگیو(بومگیو _یونجون)_ سوبین_اقای چوی(پدر بومگیو)_داهیون خلاصه داستان: پدر بومگیو برای پول خیلی زیاد پسرش رو به پسر بزرگ ترین مافیای کشور فروخت و چی میشه اینا عاشق هم بشن و....
    WpPart
    تۆ هی منیت( کۆتایی هاتووە)
    تۆ هی منیت( کۆتایی هاتووە)
    تۆ تەنها سۆزانیەک بوویت بۆ من و هیچی تر نەبوویت بەڵام تێناگەم کە چۆن سۆزانیەکی وەکو تۆ توانی دڵی من داگیر بکات سڵاو تان لێبێت ئەوەش چیرۆک لەسەر کیم نامجوون هیوادارم بەدڵتان بێت بەرواری دەست پێکردن:27/12\2020 بەرواری کۆتای هاتن:٭٭٭٭٭٭٭٭
    WpPart
  • surrounded by Evil
    surrounded by Evil
    همه چیز عادی بود ولی مشکل اینه که بود تا وقتی که یکی اشتباه نمیکرد... کاش میشد زمانو به عقب برگردوند نه برای اینکه جلوی بعضی چیزارو گرفت برای اینکه دوباره بعضی چیزارو حس کرد -مهم نیست اگه چیزی به یاد نیاره یا حتی عشقش به من خاموش بشه همین که هنوز قلبش میزنه و نفس میکشه برام کافیه... ژانر= تخیلی، رمنس، انگست، اکشن شخصیت های اصلی= تهیونگ، چانیول، سهون، یونا، سوجین، جونگ کوک تایم اپ= تکمیل شده♡
    WpPart
    Complete
    Invisible [Vkook] Season1
    Invisible [Vkook] Season1
    _گفتی نامرئی؟ _اره...نامرئی _مطمئنی فقط خواب نبوده؟ _نه.....اونا رو میبینم....توی بیداری ولی خب....برای شما نامرئین! وقتی جونگ کوک، یک پسر 21 ساله اهل بوسان برای کالج به سئول میره و اتفاقات عجیبی براش رخ میده. _واقعا نامید کنندست که کسی حرفات رو باور نکنه.....مگه نه جونگ کوک؟ __________________________
    WpPart
    Complete
  • begininig of our end(zarry)
    begininig of our end(zarry)
    هری_من می ترسم زین... زین_ولی خودت گفته بودی ترس رو دوست داری! __________ عشق ماهم مثل بقیه عشقا ابدی بود.فرقش اینجاست که اونا شروعشون رو به پایان میرسوندن و ما پایانمون رو به شروع میرسونیم!
    WpPart
    *jinn*
    *jinn*
    سايه ها........ اونا ميتونن خيلي راحت دنيارو ازبين ببرن..... اما به شرطي که دستشون به قدرت نرسه..... قدرتي که تو جام وجود داره ميتونه ميليارد ها سايه رو قدرتمند کنه و اگه حتي فقط يکي از اونا اون قدرتو بدست بياره کسي نميتونه دربرابرش قرار بگيره...... جامو پيش خودت نگهش دار از همه بيشتر بهش توجه کنو مراقبش باش...... اون سايه ها به زودي سراغت ميان.......... _قرار نيست بزارم اونا دستشون به اين جام بخوره.... قول ميدم از جونم بيشتر ازش مراقبت کنم......... ادامه در خود داستان.......... سلام اين دومين داستانيه که مينويسمو به دست خودم نوشته شده از جايي تقلب نکردمش ،من هرچي که تو مغزم ميگذره و فکر ميکنمو اينجا مينويسم و بايد بگم که اگه من اسم لري رو تگ کردم درسته که تگش کردم اما از قسمتاي بيست به بعد واندي ميانو بعضي از قسمت ها شامل صحنه هاي لري هست اما صحنه هاش فقط در حد بوسه است نه بيشتر ،من فکر کردم ديدم اگه گروه 5sos رو هم بياريم تو اين داستان خوب ميشه پس من فکر کردم اونا هم بعد گذشته کمي از زمان وارد داستان کنم بايد بگم اين داستان هم لري داره هم واندي و هم پنج ثانيه از تابستون .
    WpPart
    Complete
  • monster under the bed
  • ...
  • EveryThing(눈‸눈)⁩
  • ༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒
  • اسم : بازنده
  • تۆ هی منیت( کۆتایی هاتووە)
  • surrounded by Evil
  • Invisible [Vkook] Season1
  • begininig of our end(zarry)
  • *jinn*

monster under the bed

👥: Yoonmin 👹: horror _________________________________________ صاف رو زمین‌ فرود اومد‌ و جلوش زانو‌ زد ، پنج‌ انگشتش‌ رو آورد بالا و با هر قانون‌ یکی رو پایین‌ می آورد: می ریم‌ تو اتاق ایینه‌ ، چشمات‌ رو می بندی و سه بار دور خودت می چرخی ، ده ثانیه وقت داری فرار کنی جیمین انگار هنوز بخودش‌ نیومده بود و تو هپروت سیر می کرد , اون‌ فقط نه سالش بود ، چرا باید گیر هیولای زیر تختش‌ می افتاد؟ با شنیدن‌ کلمات‌ بعدی یونگی‌ تمام اعضای بدنش‌ گوش شدن‌ و مشغول‌ به شنیدن ، اون بچه‌ زرنگی‌ بود ‌. : اگه بتونی‌ تا فردا گیر من نیوفتی‌ می زارم‌ بری همین کافی بود تا جیمین کمی‌ از درخشندگی‌ صورت‌ رو به دست بیاره‌ اما با ادامه‌ جمله مرد ، نابودی رو با بند بند وجودش حس کرد . مرد لبخند خبیثی‌ زد و دستش‌ رو روی شونه‌ جیمین گذاشت‌ : اما‌ اگه گیرت بیارم‌..... _________________________________________ ❌لطفا کسانی که فوبیا‌ دارن مثل : ترس از تاریکی ، مکان های تنگ ، حشرات‌ ، خون.....، و روحیات لطیفی شون تحمل‌ اینجور داستان ها رو نداره لطفا نخونن‌❌🔞

More details
WpActionLinkContent Guidelines