Love or hate?!

Love or hate?!

  • WpView
    Reads 215,593
  • WpVote
    Votes 33,211
  • WpPart
    Parts 69
WpMetadataReadComplete Tue, Oct 10, 2023
🥀 زندگی یه بازی پیچیدست ، بازی که هر لحظه امکان برد و باخت توش وجود داره و حتی به جانگ کوک پسر بچه ای که به امید فرار از قلدرای توی مدرسه یا پیدا کردن اینده روشن تر از خونه دور شده رحم نمیکنه . 🔪 تو این دنیای سیاه که هر کس با هیولای درون خودش برای ادمای دیگه دندون تیز کرده چه بلایی سر یه پسر بی پناه میاد که گرگ تقدیر برای زندگیش کمین کرده . 🕯ژانر : BDSM , هیجان انگیز ، خشن ، دارک ، مدرسه ، اجتماعی ، روانشناسی و... 🔎کاپل : ویکوکمین ، نامکوک ، ویمین یه داستان متفاوت که هر لحظه میتونه شوک کننده باشه 🌡💉 📖 این رمان قراره پر از اتفاقای مختلف و غیر قابل پیشبینی باشه که هر لحظه به وجد بیارتتون پر از حس خوب ، عشق ، ترس و درد و... 🕰 روز های آپلود : پنجشنبه ها حتما بخونید و نظراتتون رو برام بنویسید 😊البته vote یادتون نره ⭐
All Rights Reserved
#6
vminkook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • French Stalker ᴷⱽ ᴬᵁ
  • Silence
  • Extinct | namjin
  • Lovelorn
  • ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Arranged marriage
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • His To Ruin | KookV
  • Flight Night

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines