Destiny (Completed)

Destiny (Completed)

  • WpView
    Reads 17,507
  • WpVote
    Votes 2,138
  • WpPart
    Parts 13
WpMetadataReadComplete Sun, May 17, 2020
WpInfo
Fanfic
BTS
دستم رو به نشونه تهدید جلوش گرفتم : کوکی چیزی نمیگه ولی من میرم به بابام میگم اونوقت میفهمین . جیمین زد زیر خنده و تهیونگ دوباره از پشت بغلم کرد و خودش رو بهم چسبوند دستشو رو پام کشید: خوش به حال بابات که تو پرنسسشی کاش من دَدیت بودم خواستم ازش جدا شم ولی فایده نداشت محکم تر به خودش فشارم داد و بلند داد زد : میگم راسته که بابات فقط سی و پنج سالشه یعنی هیجده اینا بوده که تو به دنیا اومدی نه؟ سرش رو به گوشم نزدیک کرد اگه مامانتم مثل ما شونزده سالش بوده پس نظرت چیه مامان بابات رو الگو کنیم واسه خودمون؟ کاپلی و دختر پسری
All Rights Reserved
#615
btsfanfic
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • مَـسـرَحِـيـه هَـزْلِـيـه| ج.ج.ك
  • ||TWO HEARTS,ONE BODY||✔️
  • DROWNING | JUNGKOOK
  • COLONEL 1936
  • Mistake (Completed)
  • ||UNTIL I MET YOU||✔️
  • ابـنـة الـمـاركـيـزة: فور�تمبيرغ✔
  • عشق المتملك ||J.JK✔
  • True king
  • الشبح || The Ghost

"في حياةٍ اخري،ربما نتقبل عيوبنا،ونحاربها سوياً،كجسد وقلب واحد لايفرقهما عَظماً" "اريد الانفصال،جونغكوك!" "بالطبع لن ابقي مع عاهره مثلك." - جُيون جونغكوك - بانغ ريڤال بدأت:٢٠٢١/١/٣ نُشرت:٢٠٢١/٢/١١ انتهت:٢٠٢١/٣/٣٠ *لا احلل السرقه او الاقتباس *قد تحتوي علي كلمات ومشاهد جريئه بحُكم موضوع الروايه قد لا تناسب البعض

More details
WpActionLinkContent Guidelines