[COMPLETED]
_ آرزو؟ . . . فکر کنم آرزو ندارم . . .
+مگه میشه؟
_ میدونی آرزو یعنی چیزی که رویا شو داشته باشی قرار نباشه هیچ وقت بهش برسی در غیر اینصورت میشه هدف!
کمی با انگشت هایش بازی کرد و ادامه داد
_ سعی میکنم به چیزایی که قرار نیست به دستشون بیارم فکر نکنم.
[ Bloody Sour Cherry ]
Jom sertai komuniti bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang diperibadikan, simpan cerita kegemaran anda ke dalam Pustaka anda, serta beri komen dan undi untuk mengembangkan komuniti anda.
"از خون متنفرم، اما تو خون رو جلوی چشم من آوردی..."
"از خیانت متنفرم، اما تو به من خیانت کردی..."
"از دروغ متنفرم، اما تو به من دروغ گفتی..."
ولی با این حال من هنوز دوستت دارم،روانشناسِ دیوونه...چرا؟!