Story cover for Rising by moon-dream
Rising
  • WpView
    Reads 1,982
  • WpVote
    Votes 426
  • WpPart
    Parts 6
  • WpView
    Reads 1,982
  • WpVote
    Votes 426
  • WpPart
    Parts 6
Complete, First published Apr 17, 2020
"طلوع"

می‌گویند گاهی این خود تویی که اجازه می‌دهی کسی به درونت نفوذ کند و باید بگویم من به او این اجازه را دادم. نگاهش مثل بچه‌ای بود که با نگاهی معصومانه دستت را می‌کشد و می‌گوید: «میای با من بازی کنی؟» شاید من آدم احساساتی و پر جنب‌و‌جوشی نبودم اما آنقدر بی‌احساس نبودم که دستش را پس بزنم!
شاید هم دلیلش, لبخندی بود که بر لب نشستنش, طلوع را در چشم‌هایش به تصویر می‌کشید.

(داستان کوتاه)
زمان آپدیت: جمعه ها
All Rights Reserved
Sign up to add Rising to your library and receive updates
or
#79sope
Content Guidelines
You may also like
Heaven Garden 🏡 by Saghar_Stories
40 parts Complete
اگر از پارک چانیول ، نویسنده جوان و مشهور کره ای بپرسین -به نظرت بهشت چه جور جاییه ؟ اون قطعا بهتون جواب میده : -جایی که کلبه های چوبی و کوچیک داره ، دور تا دورش رو درخت پوشونده ، به دریا نزدیکه و میشه تو ساحلش روی نیمکت های چوبی نشست و غذاهای خوشمزه خورد ، و صاحبش یه پسر ریز جثه است که همیشه با لبخند و روی خوش با بقیه برخورد میکنه .... اونجا بهشته □■□■□■□■□■□ -تو اینجا چیکار میکنی ؟ -بهت قول داده بودم شیشم ماه می ساعت دوازده شب بیام و در خونتو بزنم ... به قولم عمل کردم □■□■□■□■□■□ -بهت گفته بودم اگر پنج سال دیگه برات یه خونه و ماشین خریده بودم ... اگر همه ی امکانات یه زندگی راحتو برات فراهم کرده بودم اون روز رسما ازت خاستگاری میکنم .. حالا اون روز رسیده .. الان اجازه دارم ازت بپرسم .. باهام ازدواج میکنی ؟ □■□■□■□■□■□ -من اینی که همه میبینن نیستم ! -پس چرا جوری تظاهر میکنی که بقیه فکر کنن هستی ؟ -چون نیاز دارم اینجوری باشم ... ولی واقعیت اینه که نیستم -من چجوری بهت اعتماد کنم ؟ برای من خیلی زوده که بشکنم ... چجوری باور کنم که قلبمو نمیشکنی ؟ -نمیدونم ... فقط میدونم که من عاشقت شدم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,smut🏵 Couple:chanbaek,kaisoo,secret😏🌸 "Complete"🌻
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
70 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
You may also like
Slide 1 of 10
𝐎𝐚𝐬𝐢𝐬 𓃭 cover
Our Conversation cover
 𝙃���𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Whispers of the wind cover
𝓒𝓱𝓪𝓲𝓷𝓮𝓭 𝓢𝓲𝓵𝓮𝓷𝓬𝓮... cover
Some Facts cover
Heaven Garden 🏡 cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
ناتوان بی قدرت cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover

𝐎𝐚𝐬𝐢𝐬 𓃭

129 parts Ongoing

♱ 𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮︲ 「𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐤𝐚𝐢 𝐬𝐞𝐤𝐚𝐢」 ♱ 𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 ︲ 「𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞」 ⌝ چانیول نمیتونست از معشوقه زیباش دل بکنه، بکهیون باید تقاص پس میداد. ولی نمیدونست زورش به اون جگوار قدرتمند میرسید یا نه. بکهیون سامورایی قدرتمندی بود که حتی رئیس جمهور خم میشد تا دستشو ببوسه، مردی که هر جا قدم میذاشت از طرف ۳ دولت چین، کره و ژاپن تک تیرانداز های اموزش دیده در تمام موقعیت قرار میگرفتن تا از این خون سلطنتی محافظت کنن. و حالا این افسر جوان میتونست انتقام چشمهای اشکی معشوقشو ازش بگیره؟ ⌞